خانه عناوین مطالب تماس با من

حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

دسته‌ها

  • حسام الدین شفیعیان-عکاسی 3423
  • حسام الدین شفیعیان-فیلمبرداری 122
  • حسام الدین شفیعیان 195
  • گوناگون 281
  • حسام الدین شفیعیان-داستان 34
  • حسام الدین شفیعیان-شعر 41
  • حسام الدین شفیعیان-طنزنویسی 9
  • عیسی مسیح 442
  • حضرت داوود (ع) 112
  • آهنگ 57
  • فیلم 4
  • حضرت موسی (ع) 12
  • کشورهای جهان 18
  • حسام الدین شفیعیان-عکس شخصی 90
  • هنرمندان 17
  • حضرت زرتشت (ع) 65
  • کوروش بزرگ 10
  • فانوس 16
  • یوحنا 53
  • اسلام 186
  • محمد جواد شفیعیان 9
  • عکاسی 614
  • امام حسین (ع) 12
  • حضرت محمد (ص) 9
  • امام علی (ع) 26
  • عکس 25
  • عکاسی1 105
  • عکاسی2 131
  • پطرس 31
  • متی 7
  • توما 12
  • لوقا 5
  • 1 160
  • 2 151
  • Saint Joseph-جوزف مقدس 7
  • روح‌القدس 10
  • خدا 3
  • پولس 15
  • برنابا 14
  • مرقس 4
  • 3 186
  • 4 22
  • 5 60
  • مسیحیت 9

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • آخرین یادداشت خوش آمدید
  • ♰ ♱✟مسیحیان✟♰ ♱
  • ♱مسیحیان♱
  • مسیحیان
  • مسیحیان
  • Pope Francis
  • Pope Francis
  • Pope Francis
  • پاپ فرانسیس-Pope Francis
  • پاپ فرانسیس-Pope Francis

بایگانی

  • شهریور 1400 3489
  • مرداد 1400 3322

جستجو


آمار : 67556 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 05:24
    زَرتُشت یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت ، پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت. وی همچنین سراینده گات‌ها ، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین ۶۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند ری ، آذربایجان...
  • حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 05:01
    بر حذر باشید که مبادا نادان ها دنیا را در سیطره قدرت خویش بگیرند و دانایی جرم تلقی شود زرتشت کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند . زیرا وجدان درونی همه انسانها آنها را به سوی کردار نیک رهنمایی میکند . زرتشت این موضوع ارجاسپ را عصبانی می‌کند. او...
  • حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 04:50
    در گاتاها، زرتشت هرگز مردان را به تنهایی مورد خطاب قرار نمی‌دهد. معمولاً از کلمات خنثی استفاده شده یا زنان و مردان در کنار یکدیگر مورد خطاب واقع شدند. بنا به گفته هینتس، این «برابری جنسیتی در پیام، ظاهری مدرن به این دین باستانی داده‌است.» [۱۲۱] با این حال، «اهورامزدا» کلمه‌ای مذکر است؛ زرتشت او را پدر امشاسپندان...
  • حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 04:39
    سه اصل نجات در این آئین عبارت است از : (( هومته )) ( Humata ) یا پندار نیک ، (( هوخته )) ( Hukhta ) یا گفتار نیک ، (( هوروشت )) ( Havarashta ) یا کردار نیک . این سه ، فرمول اخلاقی زرتشت را تشکیل می دهد که آدمی می بایست زندگی خود را بر اساس آن استوار دارد . هر انسانی که بر طبق این سه الگو رفتار نماید ، اهورا مزدا را در...
  • زندگینامه حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 04:24
    در بخش بعدی به معجزات زرتشت از زمان تولد تا دیدار با اهورامزدا پرداخته شده‌است. او تنها نوزادی بود که در هنگام تولد، به جای گریه کردن، خندید گزیده‌های زادسپرم ذکر می‌کند که زرتشت در زمان تولد خندید زیرا بهمن وارد ذهنش شده بود. با در نظر گرفتن آموزه‌های زرتشت، مبنی بر اینکه خنده و شادی متعلق به خداست و گریه و عزا متعلق...
  • زندگینامه حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 04:18
    در اوستای جوان تر ، نام پدر و مادر اشو زرتشت ، پوروسَسپِه ( پوروشسپ در پهلوی ) و دُغدووا ( دوغدو در پهلوی ) آمده است . پوروشسپ از دودمان سپیتمَه ( سپَنتمان در پهلوی ) و مردی معروف به دانش و اشویی بود . دغدو دختر فری هیم رَوا از خاندان اشراف و مذهبی بود . حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو ، پنج پسر بود ، و زرتشت سومین آن هاست...
  • زندگینامه حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 04:08
    به گفته مورخان زرتشت در 6500 سال فبل از میلاد به دنیا آمد. نام پدر زرتشت «پوروشسب» و مادرش «دغدو» بود. اشوزرتشت با «هووی» ازدواج کرد و شش فرزند داشت.سه دختر به نام های: فرنی، تریتی، پورچیستا و سه پسر به نام های: ایسدواستر، اوروتت نر، خورشیدچهر. اوستا زادگاه اشوزرتشت را محلی به نام «رَگه» در کنار رودخانه «دْرُجی» و...
  • زندگینامه حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 04:02
    زرتشت باور داشت که انسان موجودی آزاد است و در تصمیم‌گیری‌های خود اختیار دارد؛ او می‌تواند انتخاب کند که در میان نیروهای روشنایی بایستد یا در صف نیروهای تاریکی قرار گیرد. زرتشت این آزادی را هدیه‌ای از جانب اهورامزدا می‌دانست که از آغاز به انسان‌ها بخشیده شده‌است؛ در عین حال، به خوبی درک می‌کرد این آزادی می‌تواند به...
  • زندگینامه حضرت زرتشت (ع) دوشنبه 1 شهریور 1400 03:54
    یک رهبر و اصلاح‌گر دینی، فیلسوف و شاعر ایرانی بود. او به پیروانش آموخت که هستی میدان نبرد نیروهای خیر و شر است و انسان آزاد است جایگاه خود در این مبارزه را انتخاب کند. آموزه‌های او، هستهٔ اصلی مزدیسنا را می‌سازد. زمان دقیق زندگی زرتشت، مشخص نیست. نوشته‌های سنتی، بر آنند که او «۲۵۸ سال پیش از اسکندر » یا «۵۰۰۰ سال پیش...
  • غزل شماره 420 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:30
    ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب این چنین با همه درساخته‌ای یعنی چه شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی بازم از پای درانداخته‌ای یعنی چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان و از میان تیغ به ما...
  • غزل شماره 41 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:26
    اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است در آستین مرقع پیاله پنهان کن که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می که موسم ورع و روزگار پرهیز است مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر که صاف این سر خم...
  • غزل شماره 156 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:22
    به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد تو را در این سخن انکار کار ما نرسد اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز به یار یک جهت حق گزار ما نرسد هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی به دلپذیری نقش نگار ما نرسد هزار نقد به بازار کائنات آرند یکی به سکه صاحب عیار ما...
  • غزل شماره 23 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:19
    خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست به حاجب در خلوت سرای خاص بگو فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست به صورت...
  • غزل شماره 157 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:17
    هر که را با خط سبزت سر سودا باشد پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم داغ سودای توام سر سویدا باشد تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر کز غمت دیده مردم همه دریا باشد از بن هر مژه‌ام آب روان است بیا اگرت میل لب جوی و تماشا باشد چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ که دگرباره ملاقات نه پیدا...
  • غزل شماره 219 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:12
    کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگ ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود به دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگ که همچو روز بقا هفته‌ای بود معدود شد از خروج ریاحین چو آسمان روشن زمین به اختر میمون و طالع مسعود ز دست شاهد نازک عذار عیسی دم شراب نوش و رها کن حدیث...
  • غزل شماره 145 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:09
    چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است که مژده طرب از گلشن...
  • غزل شماره 71 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:05
    زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست این چه استغناست یا رب وین چه قادر...
  • غزل شماره 489 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 18:01
    ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی کلک تو بارک الله بر ملک و دین گشاده صد چشمه آب حیوان از قطره سیاهی بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم ملک آن توست و خاتم فرمای هر چه خواهی در حکمت سلیمان هر کس که شک نماید بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی باز ار چه گاه گاهی بر سر نهد کلاهی مرغان قاف دانند آیین...
  • غزل شماره 18 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 17:57
    ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد از یادت در شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت برسان بندگی دختر رز گو به درآی که دم و همت ما کرد ز بند آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستان سمن و سرو و گل و...
  • غزل شماره 230 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 17:55
    اگر به باده مشکین دلم کشد شاید که بوی خیر ز زهد ریا نمی‌آید جهانیان همه گر منع من کنند از عشق من آن کنم که خداوندگار فرماید طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید مقیم حلقه ذکر است دل بدان امید که حلقه‌ای ز سر زلف یار بگشاید تو را که حسن خداداده هست و حجله بخت چه حاجت است که مشاطه‌ات بیاراید چمن...
  • غزل شماره 362 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 17:51
    دیدار شد میسر و بوس و کنار هم از بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع اگر طالع من است جامم به دست باشد و زلف نگار هم ما عیب کس به مستی و رندی نمی‌کنیم لعل بتان خوش است و می خوشگوار هم ای دل بشارتی دهمت محتسب نماند و از می جهان پر است و بت میگسار هم خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیست مجموعه‌ای بخواه و صراحی بیار...
  • غزل شماره 214 دیوان حافظ یکشنبه 31 مرداد 1400 17:47
    دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت تدبیر ما به دست شراب دوساله بود آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود از دست برده بود خمار غمم سحر دولت مساعد آمد و می در پیاله بود بر آستان میکده خون می‌خورم مدام روزی ما ز خوان قدر این...
  • رمان جایی در خواب ,جایی در بیداری-فصل چهارم یکشنبه 31 مرداد 1400 17:39
    حالا بین این خواب و بیداری قراره بفهمی که ماحصل رنج کجای این قصه هست.که براش هنوز این خواب بیداری سود داره.انگار بین این خواب بیداری نو شدن بذر کهنه اتفاق افتاده.و بذر نو شدن ها درو میشده.تا بذر نو نمود پیدا نکنه.یا اگر قراره پیدا کنه.حصار مزرعه دورش باشه.کلی گلادیاتور و کلی پیاده قراره بزنن.درو کنن.تا سر قضیه بسته...
  • رمان جایی در خواب ,جایی در بیداری-فصل سوم یکشنبه 31 مرداد 1400 17:17
    توی یک تاریکی راه میرن و باید یک نور فانوس بشی تا مسیر درست در بیاد.حالا تو این تاریکی باید حسابی له بشی چون برا نور فانوس شدن باید اول خودت آتیش بگیری تا درونت روشن بشه.تازه برا همینم طلبکار میشن.اما اونایی که خاموش میکن اونارو معمولن کوله بار میزنن میرن له میکنن.چون بلدن چجوری حصار بکشن.شاید فکر کنی تو این مسیر بری...
  • رمان جایی در خواب ,جایی در بیداری-فصل دوم یکشنبه 31 مرداد 1400 16:57
    وقتی باهاش صحبت میکنی علت خونسردیشو میپرسی میگه قرص تخم مرغ خوردم.میگم چجور قرصیه میگه یک نوع بیخیالی مزمن هست.بعد باید تفسیر قرص رو تو ذهنت حلاجی کنی.انگار راست میگه واقعن براش فرقی نداره.میگه اینجوری راحتم.چون کسی بدردم نمیخوره.جز اینکه سوهان بزنه فکرمو.فوق فوقش کوله خودشو پر کنه بره.انگار برا خودش تز فکریه جالبی...
  • رمان جایی در خواب ,جایی در بیداری-فصل اول یکشنبه 31 مرداد 1400 16:39
    وقتی از خواب بلند میشی مثل گل میخک میمونه که باید بزنی روی عصب خراب شده که نزنه به بقلی.مثل یک خواب میمونه همچی گاهی .اینقدر که کابوس بیدارت کنه.کابوس درد.یک شکل خوشکل جهان روبروت می ایسته جهانی پر از گلهای اقاقی.یک شکل تازه.انگار همه چی مثل یک صحنه نمایش میمونه.که چند بازیگر رو سن تئاتر دارن راه میرن.شب باید با...
  • حسام الدین شفیعیان یکشنبه 31 مرداد 1400 15:23
  • حسام الدین شفیعیان یکشنبه 31 مرداد 1400 15:02
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان یکشنبه 31 مرداد 1400 15:02
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان یکشنبه 31 مرداد 1400 15:01
  • 6811
  • 1
  • ...
  • 115
  • 116
  • صفحه 117
  • 118
  • 119
  • ...
  • 228