![]() ۹ |
| و اما دربارۀ محبت برادرانه، هیچ نیازی نیست که در خصوص آن چیزی بنویسم، زیرا خود شما از خدا تعلیم یافته اید که چگونه یکدیگر را دوست بدارید |
ای هات از آنی که به غیر خدا کمک بخواهد که او را سرافراز کند و ای هات از کسی که فکر کند قوای بشری کمک نجات اوست.و ای وای بر کسی که به بنی بشر دل سپرد تا او را به سر منزل مقصود برساند و ای نگران باد بر کسی که غیر خدا فکر کند کسی او را به قله نجات برساند.اما این ای هات ای وای ای دل غافل ها.بسترش چیست؟خداوند اول مقصود هست.زیرا در آن ذره ای مقاصد دنیوی نیست.خوش آمد و بد آمد کسی نمیگوید که کسی خوش بیاید یا کسی بد آید.زیرا گلیم بافته نمیدوزد که برباید. و نفعش را به نخ کسی کوک نمیزند که دار قالیش بالاتر از دیگری به رنگ آید.پس توکل زیبا بر آن توکل عظیمیست که نجات در آنست.بشریت با تمامی قوای کامله از قدرت امیال زمینی در برابر خدا نخود ارزنی هستند که باد آن ها را میبرد اگر در مسیر ظلم حرکت کنند. و بشریت به ضربه پشه ای.پس جلال باد نام خداوند که عظیم مرتبه بلند مرتبه و قویترین قویترین حکمت هاست.قوای بشریت مانند نقطه عدس در دید فرا فکری ما در دیدگان بینای فرا فکری ما از درک در برابر خداست. ای آدمی به چه نازد که در بر خدا نقطه هم نیست.پس زنجیر توسل توکل تمامیت اول خداست که نیرو دهنده به آنی و آنانی و آنچه صلاح بداند هست تا در امورات جلال عظمت خدا بکوشند تا خیریت بی زوال یابند.پس آدمی که لحظات بعد را نمیداند اگر در برابر حق به ایستد اینجا آدمی انسانی نیست که به قوای زنجیره باطل نازد بلکه خدا برای او کفایت میکند. زیرا اگر آنی که قدرت داده حکمت را میداند چه ترس از بشر اما وای بر ظالمین که هر چه کنند بر سرشان آید حتی یک بر یک صد بر صد هزار و بشریت.زیرا رنج آنی که توکل بخدا کند عرش خدا را میلرزاند اما صبر و استقامت در حکمت ها یعنی خداوند بی نهایت عظیمست.


اگر انسان ژن هایش کمی کمتر از میمون بود میشد میمون.اما چون همان چند اندی ژن هایش بیشتر شد شد آدم.یک آن آنی و هر یک آن آنی ارزد که به چندو یکی بشود انسان.پس شد اشرف مخلوقات خدا.این فاصله انسان با میمون که شبیه ترین به شباهت رفتاری هست میباشد.حال حس قوای انسانی که بیشتر از تفکر و عقلست و خیر و شر را بهتر تشخیص میدهد زیرا اگر بدی را پذیرد بد میماند پس تعقل میکند. و پذیرش آن چه به او میرسد عقلو تفکرست.حال نظریه داروینی باشد باطلست زیرا انسان میمون تکامل یافته نیست بلکه اشرف مخلوقات هست.و میمون تکامل یافته غول پیکر به میمون امروزی صرف کوچک شدن نسل بشریت از انسان و حیوان هست.پس تسلسل مکرر به شکل تسلسل وار باطلست.اما باز آن رجعت.تولد تازه.مشابهت عینی کامل و نقطه ای و ریز بر همان حال آنچه فرصت از آنچه انسانی از اسرار ملکوت الهی بداند باز آن پسته درون آنست.که مغز آن به حکمت های خداوند عظیم در دانش بینهایت دانش بشریت ماند.اما آنچه حقست که دنیا بازتاب اعمالست شریت افراد به خود و خیریت افراد به خود هست.خداوند به اندازه دانه گندم هم ظلم نمیکند مگر بنی بشریت بر خود ظلم روا دارد یا زورگویی اگر ضعیفی زند قویتر او را زند دنیا مکانیزم زمانبندی دقیق خداست.زجر و مصائب و رنج توکل بخدا هست که آن را پایان میدهد اما رنجی که از بنی بشریت بر دشمنی باشد ابلیسانه باشد و تاریکی باشد در نور جای تاریکی نیست و در تاریکی جای نور. خداوند بسیار بسیار عادل مهربان و بسیار والاتر از وصف آنیست که به او ذره ای اپسیلون بدی بچسبد.زیرا تواناتر از آنیست که بشریت داند و دانای کامل به دقایق لحظات و زمانبندی هاست.


![]() ۱۸ |
| گاوها از گرسنگی ناله می کنند و رمه های گوسفند سرگردانند، زیرا چراگاهی برای شان باقی نمانده است و همه تلف می شوند. |