حضرت زرتشت (ع)



زَرتُشت یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت، پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت. وی همچنین سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین ۶۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند ری، آذربایجان، خوارزم، سیستان و خراسان نسبت داده‌اند. بازکاوی تاریخ و آموزه‌های آیین زرتشت. تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و آئین مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان‌های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد. 


در هات 29 که در حقیقت سرود فلسفه و نیاز پیامبری اشوزرتشت است. روان آفرینش به درگاه اهورامزدا گله کرده و درخواست یک پشتیبان و نجات‌دهنده شایسته‌ای را می‌نماید که او را از خشم و تجاوز و زور و گستاخی که جهان را فراگرفته برهاند. (هات 29-بند1)

سوشیانت از ریشه اوستایی «سو» و به معنی سودرساننده یا پیشرفت دهنده می‌باشد. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که این واژه برای اولین بار به وسیله اشوزرتشت و درگاهان استفاده شده است . در بند 129 فروردین یشت آمده «از این جهت سوشیانس نامیده خواهد شد زیرا که سراسر جهان را سود خواهد داد.»

این واژه در گاهان و اوستا هم به صورت جمع به کار رفته است و هم به صورت مفرد. درمواردی از گاهان که این واژه به صورت مفرد به کار رفته ،اشوزرتشت خود را به عنوان سوشیانس معرفی می‌نماید. چرا که او نخستین کسی بود که با درک آموزشهای اهورامزدا راهی را آغاز کرد که با تکیه بر آموزش، آرمان خود که گسترش نیکیها و از بین بردن تمامی جلوه‌های بدی از جهان هستی می‌باشد دست یابد.

سوشیانس به عنوان نماد انسانی که هفت پله عرفان دین زرتشتی و امشاسپندان را طی کرده ، تمام خویها و صفات بد را در وجود خود از بین برده تا بتواند نجات دهنده راستین تمامی انسانها از این خویها و صفات بد باشد . بدیها همان نیروهای ضد امشاسپندان‌اند که در عمق آنها انگره‌مینو قرار دارد و عبارتند از دروغ ، خشم و بداندیشی ، ناتوانی و تنبلی ، کینه و نفرت ، آز و طمع و مرگ  .

مراسم عبادت زرتشتیان در دل کوه (+عکس)

مراسم عبادت زرتشتیان در دل کوه (+عکس)مراسم عبادت زرتشتیان در دل کوه (+عکس)مراسم عبادت زرتشتیان در دل کوه (+عکس)


حضرت زرتشت (ع)




بر حذر باشید که مبادا نادان ها دنیا را در سیطره قدرت خویش بگیرند و

دانایی جرم تلقی شود

زرتشت


کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند . زیرا وجدان درونی همه انسانها آنها را به سوی کردار نیک رهنمایی میکند .
زرتشت





این موضوع ارجاسپ را عصبانی می‌کند. او نامه‌ای تهدید آمیز به گشتاسپ می‌نویسد و می‌گوید در صورتی که به دین کهن بازنگردد، به ایران حمله خواهد کرد. گرشاسپ زرتشت و بزرگان را گرد می‌آورد و مشورت می‌خواهد؛ آنان به او توصیه می‌کنند که تسلیم نشود. سپس جنگ‌های بزرگی درمی‌گیرد و پادشاه پسر خود، اسفندیار، را به فرماندهی سپاه منصوب می‌کند. پیروزی نهایی با ایران است و در پایان داستان، پادشاهان جهان از گشتاسپ تقاضا می‌کنند نسخه‌ای از زند-اوستا را برایشان ارسال کند



در شاهنامه به‌طور کلی تصویر مثبتی از زرتشت مجسم شده‌است. 

در بخش مربوط به زرتشت در شاهنامه، پس از اینکه گشتاسپ دین زرتشت را می‌پذیرد، ایران به آرمان‌شهری تبدیل می‌شود که همه مردم آن در صلح و آرامشند.[۱۳۹] اگرچه زرتشت به عنوان یک پیامبر یکتاپرست ظاهر می‌شود، اما نبردهای سپاه ایران و سپاه توران در داستان شاهنامه، همان دوگانه سپاه روشنایی و سپاه تاریکی را یادآوری می‌کند.[۱۴۰] چون گشتاسپ دین مزدایی را می‌پذیرد، آتشکده‌های بسیار برپا می‌کند. سپس زرتشت به عنوان مدافع استقلال ایران به تصویر کشیده می‌شود و پادشاه را از پرداخت خراج به ارجاسپ تورانی بازمی‌دارد:[۱۴۱]

حضرت زرتشت (ع)

در گاتاها، زرتشت هرگز مردان را به تنهایی مورد خطاب قرار نمی‌دهد. معمولاً از کلمات خنثی استفاده شده یا زنان و مردان در کنار یکدیگر مورد خطاب واقع شدند. بنا به گفته هینتس، این «برابری جنسیتی در پیام، ظاهری مدرن به این دین باستانی داده‌است.»[۱۲۱] با این حال، «اهورامزدا» کلمه‌ای مذکر است؛ زرتشت او را پدر امشاسپندان خوانده‌است، از جمله پدر سپنتا آرمیتی (سپندارمذ) که امشاسپندی مؤنث است و نامش با زمین گره خورده. این جنسیت در سطح ایزدی بیش از هرچیز توسط یک نیایش پهلوی بازتاب داده شده‌است: «مادر من سپندارمذ است و پدرم اورمزد.» اشه و اَشَوان الفاظی خنثی هستند.[۱۲۲]

گاتاها (و به‌طور کلی اوستا) زنان را از نظر عاملیت اخلاقی و دینی با مردان در یک مرتبه برابر قرار داده‌است. در لهجه گاتی اوستایی، زن jaini است و مرد nar؛ این دو کلمه معمولاً در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، مانند یسنه ۵۳٫۶ که «مردان و همین‌طور زنان» به کار رفته‌است. همچنین، gənā یک مرتبه[و ۱۱] در کنار nar (مرد) استفاده شده‌است

در گاتاها اشاراتی وجود دارد مبنی بر اینکه انسان، در روز رستاخیز، برای اعمال بازخواست خواهد شد. هرچند این اشارات، نسبتاً اندکند و بعدها در اوستای متاخر و متون پهلوی توسعه یافته‌اند. زرتشت در یسنه ۳۱ از اهورامزدا می‌پرسد که «چگونه گذشت و چگونه خواهد گذشت؟ اَشَوَنان و پیروان دروج را چه پاداشی در دفتر زندگانی نوشته خواهد شد؟» عباراتی مانند «گرو دمانه» (سرای سرود)، «دمانه ونهیوس مَنَنهو» (سرای منش نیک) و انهیوش وهیشته (بهترین موجودیت) به نظر می‌رسد به پاداش‌هایی که در انتظار آنان پیروان نیکی است، اشاره داشته باشد. در تضاد با این‌ها، به «دروجو دمانه» (سرای دروغ) هم اشاره شده که سزای کسانی خواهد بود که اعمال زشتشان بیش از کارهای نیکشان باشد

از پلی با نام چینود (چینوَتو پرتو) هم در گاتاها یاد شده‌است که در اوستای متاخر و متون پهلوی با جزئیات بیشتر توصیف شده‌است. با این حال نمی‌توان با قطعیت گفت که فرجام‌شناسی که در گاتاها توضیح داده شده‌است، مربوط به داوری اشخاص اشاره دارد، یا داوری جهانی. سروش ایزدی است که در گاتاها با داوری نیکان و شریران مرتبط دانسته شده‌است

یکی از واضح‌ترین عبارات فرجام‌شناسانه گاتاها، سوشیانت است. این عبارت را در ابتدا احتمالاً به خود زرتشت اطلاق می‌کردند. در گاتاها به آهن گداخته هم اشاره شده‌است که البته در فضای سروده‌های زرتشت مشخص نیست به چه موضوعی اشاره دارد. در نوشته‌های پهلوی که دربارهٔ رودی از آهن گداخته نوشته‌اند که نیکان به آسانی از آن عبور می‌کنند که احتمالاً برپایه همین اشاره‌است. همچنین مشخص نیست که به اندیشه بازخیزش مردگان از مرگ در زمان سرایش گاتاها وجود داشته‌است، یا خیر. لومل معتقد است که یسنه ۳۰٫۷ و ۳۴٫۱۴ به همین موضوع مربوط هستند. زرتشت در یسنه ۳۴٫۱۴ از بخشیده شدن پاداشی آرمانی به «تن و جان» پیروان منش نیک (وهومنه) و اشه سخن رانده‌است

حضرت زرتشت (ع)

سه اصل نجات در این آئین عبارت است از : (( هومته )) ( Humata ) یا پندار نیک ، (( هوخته )) ( Hukhta ) یا گفتار نیک ، (( هوروشت )) ( Havarashta ) یا کردار نیک . این سه ، فرمول اخلاقی زرتشت را تشکیل می دهد که آدمی می بایست زندگی خود را بر اساس آن استوار دارد . هر انسانی که بر طبق این سه الگو رفتار نماید ، اهورا مزدا را در پیروزی بر اهریمن یاری داده است ، و پاداش وی نیکو جایگاهی در بهشت برین است . این سه اصل از بهترین و شیوا ترین فرامین اخلاقی است که ایرانیان افتخار آن را دارند که دین باستانی آنها اعلام داشته است .


تنها یک راه برای نجات وجود دارد و آن راه راستی است .. زرتشت ..
آموزرگار بد ما را از راستی باز می دارد .. زرتشت ..
خوشبختی برای کسی است که پایبند راستی و درستی است .. زرتشت ..
انسان دانا همیشه راه راستی و درستی را در پیش می گیرد و انسان نادان راه دروغ و تباهی را .. زرتشت ..
کسی که از نیروی راستی برخوردار است بی گمان در آزمایش زندگی سرافراز و پیروز است .. زرتشت ..
کسانی که مهر و فروتنی را گرامی می دارند پاک و آراسته می مانند .. زرتشت ..
خداوند دانا ، به ما آزادی داده است تا با گزینش خود ، مسئول پیشرفت یا عقب ماندگی ، شادی یا اندوه خود باشیم .. زرتشت ..
کسانی که از راستی برگردند و جهان را در راستای تباهی بکشانند ، از دانش و خرد بهره ای ندارند .. زرتشت ..
کسی که از دانش و پرورش بهره داشته باشد ، به دروغکار نمی پیوندد .. زرتشت ..
راستکار باید دوست راستکار و راهنمای دروغ کار باشد .. زرتشت ..

درین نوشته بگونه ای کوتاه آورده می شود که زرتشت از چه و چگونه ساخته شد و برای چه پا بدین دنیا گذاشت و دلیل مبارزه اش چیست.
از انروز که اهریمن بد نهاد به جنگ با هرمزد آغاز کرد ، شش هزار سال گذشته بود و درین مدت، اهرمن دوبار با (آفات و دیوان و تاریکی و بیماری و درد و نیاز و خشم و دروغ) به جهان هورمزد کمین زده و آب و خاک و گیاه و حیوان و مردم را آزار کرده بود. در سه هزار سال سوم، هورمزد برای رهایی ازین آفت ها ، زرتشت را به این گیتی فرستاد و دین و آیینهای خود را به او سپرد تا مردمان را به سوی نیکی راهبری کند و جهان را به راستی و پاکی و آبادانی از شر و بدیِ اهریمن آزاد گرداند تا پیروزی هورمزد به انجام برسد. در پایان آن سه هزار سال، (رستاخیز) خواهد شد و بدی و زشتی و ناپاکی از میان بر خواهد خاست و دست اهریمن تا ابد از دامان آفریدگان اهورامزدا کوتاه خواهد شد و جهان، پاک و فرِ نخستین را باز خواهد یافت.

روان زرتشت را هورمزد بگونه ی «ایزدان بهشتی» آفرید. پیش از آنکه زرتشت به جهان زیرین بیاید، روان وی در جهان بالا میزیست. چون زمان زادن زردشت رسید «بهمن» و «اردیبهشت» از ایزدان مینوی و یاوران هورمزد، ساقه ی بلند و زیبایی از گیاه «هَوم» را از سپهر ششم که جایگاه روشنایی بیکران است، برگرفتند و بزمین فرود آمدند و آنرا بر سر درختی که دو مرغ برآن آشیانه داشتند فرود آوردند.

زرتشت در گاتاها به وضوح از آزادی اختیار بشر سخن رانده‌است. او در یسنه ۳۱ اهورامزدا را خطاب قرار داده و به او می‌گوید «[تو از ما خواستی] هرکس باور خویش را به آزاد کامی بپذیرد.» بنا به آموزه‌های زرتشت، هرکسی دیر یا زود در عمر خود باید از میان خیر و شر یکی را انتخاب کند. او برخورد میان خیر و شر را به این جهان محدود نمی‌داند؛ در همه سطوح، چه در میان حیوانات، چه در میان انسان‌ها و حتی در میان ایزدان و دیوان، و همین‌طور در هر دو جهان معنوی و جهان مادی، برخورد این دو است که اتفاقات را رقم می‌زند. نتیجتاً، آزادی اختیار به بشر محدود نیست و همه موجودات باید از میان خیر و شر انتخاب کنند. زرتشت آزادی اختیار را هدیه‌ای از جانب اهورامزدا می‌داند، اما به خوبی درک می‌کند «حق آزادی» می‌تواند به معنی «حق انتخاب شر» هم باشد. در همین باب، کلمه اوستایی وَرِنهَ که به معنی آزادی اختیار است، در پهلوی (به شکل وَرَن) به معنی «بدعت» هم استفاده می‌شده‌است