خانه عناوین مطالب تماس با من

حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

دسته‌ها

  • حسام الدین شفیعیان-عکاسی 3423
  • حسام الدین شفیعیان-فیلمبرداری 122
  • حسام الدین شفیعیان 195
  • گوناگون 281
  • حسام الدین شفیعیان-داستان 34
  • حسام الدین شفیعیان-شعر 41
  • حسام الدین شفیعیان-طنزنویسی 9
  • عیسی مسیح 442
  • حضرت داوود (ع) 112
  • آهنگ 57
  • فیلم 4
  • حضرت موسی (ع) 12
  • کشورهای جهان 18
  • حسام الدین شفیعیان-عکس شخصی 90
  • هنرمندان 17
  • حضرت زرتشت (ع) 65
  • کوروش بزرگ 10
  • فانوس 16
  • یوحنا 53
  • اسلام 186
  • محمد جواد شفیعیان 9
  • عکاسی 614
  • امام حسین (ع) 12
  • حضرت محمد (ص) 9
  • امام علی (ع) 26
  • عکس 25
  • عکاسی1 105
  • عکاسی2 131
  • پطرس 31
  • متی 7
  • توما 12
  • لوقا 5
  • 1 160
  • 2 151
  • Saint Joseph-جوزف مقدس 7
  • روح‌القدس 10
  • خدا 3
  • پولس 15
  • برنابا 14
  • مرقس 4
  • 3 186
  • 4 22
  • 5 60
  • مسیحیت 9

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • آخرین یادداشت خوش آمدید
  • ♰ ♱✟مسیحیان✟♰ ♱
  • ♱مسیحیان♱
  • مسیحیان
  • مسیحیان
  • Pope Francis
  • Pope Francis
  • Pope Francis
  • پاپ فرانسیس-Pope Francis
  • پاپ فرانسیس-Pope Francis

بایگانی

  • شهریور 1400 3489
  • مرداد 1400 3322

جستجو


آمار : 61680 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • حسام الدین شفیعیان-شعر یکشنبه 17 مرداد 1400 02:16
  • چراغ قرمز زمین یکشنبه 17 مرداد 1400 02:14
    من میل بافتنیه قلم قلب تو ام جایی در سنگ نوشته ی درد تو ام میان شب بو گاهی میان رود فکر تو ام باور دلتنگی تو نه اصلا بند بند موی تو ام چای شیرین تو ام شمع بالین تو ام ساعت خواب تو ام تشنه ی دیدار تو ام ماه تب دار تو ام غنچه ی گلزار تو ام فصل رویش گلهای تو ام آخر شاه بیت غزلهای تو ام حسام الدین شفیعیان چراغ قرمز...
  • زهنر در پس شعر چو شعر دگری یکشنبه 17 مرداد 1400 02:12
    خط دو خط دگر خطهای دگری نثرو دونثرروان زان روان زپیکری بتراشو بتوازون تا سطر سطر شعر تو گل کند بتراوش زقلم تا خط فکر تو زفکری زفکرهای دگری گل کند بربتابان زقلم نورو دو خطی بکشان واژه را هل بده نقطه زبیتی بتراوش زتوانایی خطی زخطی دیگر شمعو شمع پروانه دور قلم واژه را حرف بزن فریاد زهجایا کلمات را حرف دگر دو سه بیتی غزلی...
  • زهنر در پس شعر چو شعر دگری یکشنبه 17 مرداد 1400 02:12
    خط دو خط دگر خطهای دگری نثرو دونثرروان زان روان زپیکری بتراشو بتوازون تا سطر سطر شعر تو گل کند بتراوش زقلم تا خط فکر تو زفکری زفکرهای دگری گل کند بربتابان زقلم نورو دو خطی بکشان واژه را هل بده نقطه زبیتی بتراوش زتوانایی خطی زخطی دیگر شمعو شمع پروانه دور قلم واژه را حرف بزن فریاد زهجایا کلمات را حرف دگر دو سه بیتی غزلی...
  • هنر,قلم,رسالت هنر برای هم,برای تفکر یکشنبه 17 مرداد 1400 02:11
    در پس هر کلمه چو اندیشه کنی خود حاصل دگری زتفکر زقلم زنوشتن زهنر چو اندیشه کنی خود هنری قلم از فکر چو نتراوش کند در بندست بر در از آن چو اندیشه زگفتن زنوشتن چو شوی چون هنری وگرنه رود مانده بر سر صخره زسنگ خواهد خفت چو زگفتن زخفتن زهنر در بر آن رسالت زقلم چون تو شوی حرف زقلم چون هنری ورنه از ماندنو رفتن چه حاصل زبی...
  • چرخ دنده های فکر جدای چرخ دنده های زمین بچرخان یکشنبه 17 مرداد 1400 02:09
    خورده بورژواهای چرخ دنده از تکمیل چه دست فقیر افتاده از دست چه نیچ ندارد چه از سفسطه بردن یا باختن شاید چاره ای صامت چاپلینی در هنر شاید موتسارتو شاید داوینچی شاید هنر پس نوستالوژی یخ کردگی شاید غزل شاید مثنوی شاید شعر شاید یخ کردگی فنون رازجهان شمول زندگی نقطه های بسته از زنگ زندگی دهه شصت یا هفتادو قبل آن شاید تاریخ...
  • کجای قصه خوابیدی یکشنبه 17 مرداد 1400 02:04
    باز کجای قصه ی خواب گرفته نور مهتاب هست شبی شعری که میبرد غمهای زمین را روی تقاطع فکر رسالت چگونه زیستن بود و در بلوار اندیشه مردی تبر میزد درختان فکر را شعری برایت گفته ام نامه رسان نیاورد کجای واژه اشکم خنده دار بود برای شعرم شمعی روشن کن حسام الدین شفیعیان
  • قلب تپنده یکشنبه 17 مرداد 1400 02:02
    قلب تپنده اگر ریشه کند فکر را آغاز سر ریشه کند قلب تپنده مغز تفکر شعر درون ماست غزل بیت بیتش سروده ناسروده ماست اینجا مدار عاشقی پرچین اقاقیاست کمی برای شعرم بذر بشو اینجا سرودن ناسروده هاست Hesam-shafieian
  • /قصه شاپری//نقطه های زندگی/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:58
    /قصه شاپری//نقطه های زندگی/ شاپری قصه دلش تنگ شده در ورای دل قصه کمی حرف شده راوی از غصه برایش پری از دیو شده آخر قصه دگر شهر آن کاغذ بود زدو سنگ بر کلاغی که دلش تنگ شده شاعر-حسام الدین شفیعیان /نقطه های زندگی/ میگویی زندگی و من برایت خط کاغذی آن را میکشم زبعدو قبل آن زرو قرمزو نارنجیو بنفش را میکشم چه معنای تلخی...
  • /شمع و شمع ها//خواب مردگان ,خواب زندگان//شهر قصه ات کجاست//تشنه معرفت/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:57
    /شمع و شمع ها/ آتش در دل پروانه زدن چون شمع به روی گلو گردش ایام زدن شمع دوریست که پروانه بگردد گرد آن جمع شمعی که سوی جانانه زدن ماحصل نقطه پرگار جهانیم خوش آنکه پرگارش دور خوبی بر جهان متبلور زدن چه تبلور الماس که در دل دیگران خوبی برای دل جانانه زدن ... /خواب مردگان ,خواب زندگان/ بگذار بخوابد قبرستان زیر سمفونی...
  • /آدمک و مترسک/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:56
    /آدمک و مترسک/ ای مزرعه از خواب بلند شو دهقان فداکار زخواب بلند شو شهر چوبین نشود ای حقیقت زرخ خورشید بلند شو بذر خوبی کمی کاشتنم حرفی شد ای گندم از گنمدزار بلند شو مترسک قصه آدم شد کشاورز بهر درو کردن با داس بلند شو شالیزار یعنی روییدن ای مرد کهن بار دگر باز بلند شو خواب مترسک ندارد حرفی از آدمک قصه های توی مترسک...
  • /شاعر خواب های دلتنگی/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:53
    /شاعر خواب های دلتنگی/ شاعر خواب های دلتنگی رویاهای قصه ی دلتنگی تواریخ تاریخ بدون سال سالهای قصه ی دلتنگی پنجره ی رو به شهری آهن آهن های قصه ی دلتنگی کارناوال شهرنشینی بوق ممتد ترمز روی کلمات هجایای کشیده از درد دلتنگی ماضی بعید قصه دیروزها فعل حال قصه امروز دلتنگی خاطرات خیس باران زده سال شمسی قمری زدور شعر منظومه...
  • شعر-22 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:49
    /جایی در فکر تو/ باران که زد من همینجا بودم در دل رنگین کمان فکرها بودم توی سلول فکر تو من نور فردا بودم جایی در تاریکخانه ی غروب فکری خسته من طلوع صبح فردا بودم حسام الدین شفیعیان /شب همه شب با کلمات/ ===================== باز هوا غروب دیگر دارد با ماه بگو مگوی دیگر دارد باز دریا چو موج گفتن دارد ساحل کمی دلتنگی ممتد...
  • شعر-24 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:46
    کاج های زیبا و خشک شده از تندباد زندگی مثال برگ ریزان زندگی جایی در میان مرداب زندگی با آخرین نفس های زندگی قطعه ای برای سرودن ************************* چند بلوک و چند چهارراه هیاهوی خاموش عکس کودکان در خاک صدای گریه صدای خنده صدای مات زنده ها برای تابوت ها عجیب سکوتی دارند مردگان انگار با خود تمام ارزوهایشان را به...
  • شعر-17 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:45
    /مردگان زندگان یا زندگان مردگان/ خفته ان این مردگان زندگان مردگان ز غم این زندگان گاهی اشکو گاهی ماتم برای زندگان زندگانند مردگان یا مردگانند زندگان شایدم از بهر دنیا برده اند سنگی زبهر زندگان پروازی تا بسوی آسمان از برای رفتن از این زمین مردگان حسام الدین شفیعیان /فراسوی خیال شدن ها نمیشود/ جایی که موتسارت هم بقالی...
  • شعر-19 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:44
    میان سکوت آدمها ===================== میان سکوت آدمها مرگ نبود تار پر از غم نبود تشنه ی ماتم نبود حرف منو تو نبود جمله همی بد زده فعله کماکم نبود شعر غم درد نبود آخر هر حرف مگر اشک برای دل پر غم نبود زیرو زبر کم زروحی که مرگ در غم جسمش ناله همی کم نبود بال من از مرگ چرا خط زده شعر مرا دار به اشک رخ زده جانب غم این...
  • شعر-13 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:42
    /تک سلولی عاشقانه/ شعر من سلول های بنیادی ریشه ی درخت شده است مثال تکیده از برگهای پائیز شده است جغرافیای عشق را معنا کردم مرز ان را خودکار نمیگرد باز در شعر من تب قلم جان میگیرد باز حسام الدین شفیعیان /هم قندو غزل تو شکر میریزی/ صد شکرو شکر بر حروف میریزی با نونو قلم تو غزل میریزی در شهر تو از تو ندارند نداری زآنانو...
  • شعر-15 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:41
    /شهر من/ شهر من خواب زده در دل او ماه زده شهر من تاریکو اما نورانیست یک جمله از این بیت چراغانیست شهر من سوت کور نیست ولی جای او در دل مهتاب ولی شهر من فریاد خاموش دارد دو سه بیت شعر فراموش دارد شب من تارو غمین هست ولی صبحش چقدر غزل سرائیست ولی بازی دل دلو دلبر دارد یک نفر حال پریدن دارد نقطه ها هم سر بستن شعرم با هم...
  • شعر-16 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:40
    /طلوع/ به تب شعر باران بشو شور بشو مثنویه رود بشو شکر بریز عسل بریز دو بیتی ختم بریز ماه بشو شور دل ما بشو بهار جانان بشو شاه غزل خوان بشو به تار این دل غمین نور بشو شکن شکر به قهوه ی تلخ اثر مرحم این درد بشو تا شکنی زخود برون به هم شوی زخود به او لعل تب هجر تو آسان نبود مرگ غم دل فراوان نبود به صبح امید شکن برون بیا...
  • شعر-4 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:39
    باز باران زده در شعر غمم با کلمات جمله نقطه ای داشت با شورو نوا باز حرفی زصدای خسته ی من مینوشت با خطی بلند باز کمی غم مینوشت =========================== روی دوست داشتنت شرط بستم با پیک دلم برای تو برگ گشتم من بردو باخت زندگی را بلدم با آس دلم چه برگ بد سرگشتم با من تو سه بیت غزل بنوش ای فردا من امروز را برای تو شرط...
  • شعر-5 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:37
    پروانه بشو-تو دریایی من ساحل-کمی از خودت بگو-کنار خط زندگی پروانه بشو نگاه میکنی عمق پیله را که پروانه شوی همره عشق چو دیوانه شوی در چنان چون چرا چنین چگونه شعر شوی از فکرو خیال خود شعری زده ای با فتح چنین چون چنان گل زده ای آخر شعر برای خط زدن نقطه سر خط ویرگول زده ای حسام الدین شفیعیان تو دریایی من ساحلتو در مرداب...
  • شعر-6 یکشنبه 17 مرداد 1400 01:37
    رنگین کمان قلم خط خطی‌هایم را با چشمانت رنگین کمان کن تو سخت درگیر و دار فراموشی هستی این‌جا یکی دو خطی برایم اشک بریز با قلمم بعد از نگاهت رنگین کمان می‌شوم در باران چشمانت سخت خیسم کمی برگرد این‌جا، سخت شکننده شده است هوایش من مردی در آستانه‌ی فصل سردم برگرد... (حسام الدین شفیعیان) جنگ و صلح- مدال عشق جنگ و صلح جایی...
  • //جغرافیای زمین// زندگی وارونه یکشنبه 17 مرداد 1400 01:36
    //جغرافیای زمین// تو را چگونه تقسیم کنم وقتی خود خود معادلات هستی اینجا جغرافیای زمین سرد است کمی نیم دایره عاشق شو حسام الدین شفیعیان زندگی وارونه به ما که رسید همه چیز وارونه شد زندگی توقف ممنوعه شد به ما که رسید همه ایست کردند هر چه نوستالوژی بود یخ کرده بود به ما که رسید زرو اسبش دپرس شده بود کازابلانکا چیه بعد...
  • /دار قالی چو شعرم ببافان از نو/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:35
    /دار قالی چو شعرم ببافان از نو/ چه خالی گفتی با چه حالی گفتی از چه عالی گفتی یا که فانی گفتی با ستاره گفتی یا که آسمانی گفتی از بر بهر نگفتی چه عالی گفتی گلفشانی گفتی با نشانی گفتی بند بند مرا دار قالی گفتی دار کشیدی شعرم یا که من را زدی نقش چه عالی بافتی از چه رو این شده زندگیم نکند شعر مرا با نخی بر دلت کوک زدی طرح...
  • /دار قالی چو شعرم ببافان از نو/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:35
    /دار قالی چو شعرم ببافان از نو/ چه خالی گفتی با چه حالی گفتی از چه عالی گفتی یا که فانی گفتی با ستاره گفتی یا که آسمانی گفتی از بر بهر نگفتی چه عالی گفتی گلفشانی گفتی با نشانی گفتی بند بند مرا دار قالی گفتی دار کشیدی شعرم یا که من را زدی نقش چه عالی بافتی از چه رو این شده زندگیم نکند شعر مرا با نخی بر دلت کوک زدی طرح...
  • /خیال انگیز//شاید و باید...//پائیزان قلب/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:34
    /خیال انگیز/ در خیال تو همان جنگل سبزم که مسیرش به بهاران برود پائیزم ولی در تو دلنگیز به باران بروم ماه زیبا شده بود از رخ تو تا به جهان تا غزلی شعر شدو بند به زنجیر دل من بروی بال بر بندو برو از خیال من غمگین زده ای تا به گرد نیفتادن از خیال تو چه حاصل بشوم حسام الدین شفیعیان /شاید و باید.../ زندگی طعم قشنگ یه گل رو...
  • شعر-شعر-شعر یکشنبه 17 مرداد 1400 01:31
    من در گذر از تاریخ با ارسطو من با ارسطو چای خوردم و از او پرسیدم حالش را و او که واژگون شده بود در فلسفه حال خویش ز خود من سقراط قصه‌های او بودم بدون او من چراغ سر در علامت سوال او بودم بدون خودی ز خودم من حکمت فکر او ز فکر دیگری بودم من تنها عامل یاد خود او ز بردن یاد خودش ز خود او بودم من غافل از صحبت او سنگ...
  • /میان سکوت آدمها/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:29
    /میان سکوت آدمها/ میان سکوت آدمها مرگ نبود تار پر از غم نبود تشنه ی ماتم نبود حرف منو تو نبود جمله همی بد زده فعله کماکم نبود شعر غم درد نبود آخر هر حرف مگر اشک برای دل پر غم نبود زیرو زبر کم زروحی که مرگ در غم جسمش ناله همی کم نبود بال من از مرگ چرا خط زده شعر مرا دار به اشک رخ زده جانب غم این چنین حرف نبود نقطه سر...
  • /سکوت نهنگ ها/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:27
    /سکوت نهنگ ها/ قدم هایتان را آهسته بردارید آدمها ساحل سکوتی عمیق دارد کمی برایشان ساز بزنید دیگر نهنگ هابیدار نمیشوند سکوت کنید آدمها نهنگ هاخوابیده اند حسام الدین شفیعیان
  • /سکوت نهنگ ها/ یکشنبه 17 مرداد 1400 01:27
    /سکوت نهنگ ها/ قدم هایتان را آهسته بردارید آدمها ساحل سکوتی عمیق دارد کمی برایشان ساز بزنید دیگر نهنگ هابیدار نمیشوند سکوت کنید آدمها نهنگ هاخوابیده اند حسام الدین شفیعیان
  • 6811
  • 1
  • ...
  • 184
  • 185
  • صفحه 186
  • 187
  • 188
  • ...
  • 228