-
مکاشفه ۳
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:52
«و به فرشته کلیسای در ساردس بنویس این را میگوید او که هفت روح خدا و هفت ستاره را دارد. اعمال تو را میدانم که نام داری که زندهای ولی مرده هستی. ۲ بیدار شو و مابقی را که نزدیک به فنا است، استوار نما زیرا که هیچ عمل تو را در حضور خدا کامل نیافتم. ۳ پس بیاد آورچگونه یافتهای و شنیدهای و حفظ کن و توبه نمازیرا هرگاه...
-
مکاشفه ۲
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:50
«به فرشته کلیسای در افسس بنویس که این را میگوید او که هفت ستاره را بدست راست خود دارد و در میان هفت چراغدان طلامی خرامد. ۲ میدانم اعمال تو را و مشقت و صبرتو را و اینکه متحمل اشرار نمی توانی شد و آنانی را که خود را رسولان میخوانند و نیستندآزمودی و ایشان را دروغگو یافتی؛ ۳ و صبرداری و بخاطر اسم من تحمل کردی و خسته...
-
مکاشفه ۱
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:47
مکاشفه عیسی مسیح که خدا به او داد تا اموری را که میباید زود واقع شود، برغلامان خود ظاهر سازد و بوسیله فرشته خودفرستاده، آن را ظاهر نمود بر غلام خود یوحنا، ۲ که گواهی داد به کلام خدا و به شهادت عیسی مسیح در اموری که دیده بود. ۳ خوشابحال کسیکه میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوت را، و آنچه در این مکتوب است نگاه...
-
دوم سموئیل ۳
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:43
و جنگ در میان خاندان شاول و خاندان داود به طول انجامید و داود روز به روزقوت میگرفت و خاندان شاول روز به روزضعیف میشدند. ۲ و برای داود در حبرون پسران زاییده شدند، و نخست زادهاش، عمون، از اخینوعم یزرعیلیه بود. ۳ و دومش، کیلاب، از ابیجایل، زن نابال کرملی، و سوم، ابشالوم، پسر معکه، دختر تلمای پادشاه جشور. ۴ و چهارم...
-
دوم سموئیل ۲
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:39
و بعد از آن واقع شد که داود از خداوندسوال نموده، گفت: «آیا به یکی ازشهرهای یهودا برآیم؟» خداوند وی را گفت: «برآی.» داود گفت: «کجا برآیم؟» گفت: «به حبرون.» ۲ پس داود به آنجا برآمد و دو زنش نیزاخینوعم یزرعیلیه و ابیجایل زن نابال کرملی. ۳ وداود کسانی را که با او بودند با خاندان هر یکی برد، و در شهرهای حبرون ساکن شدند. ۴...
-
دوم سموئیل ۱
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:34
و بعد از وفات شاول و مراجعت داود از مقاتله عمالقه واقع شد که داود دو روز درصقلغ توقف نمود. ۲ و در روز سوم ناگاه شخصی از نزد شاول با لباس دریده و خاک بر سرش ریخته از لشکر آمد، و چون نزد داود رسید، به زمین افتاده، تعظیم نمود. ۳ و داود وی را گفت: «ازکجا آمدی؟» او در جواب وی گفت: «از لشکراسرائیل فرار کردهام.» ۴ داود وی...
-
اول پادشاهان ۲
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:25
و چون ایام وفات داود نزدیک شد، پسرخود سلیمان را وصیت فرموده، گفت: ۲ «من به راه تمامی اهل زمین میروم. پس تو قوی و دلیر باش. ۳ وصایای یهوه، خدای خود را نگاه داشته، به طریق های وی سلوک نما، و فرایض واوامر و احکام و شهادات وی را به نوعی که درتورات موسی مکتوب است، محافظت نما تا درهر کاری که کنی و به هر جایی که توجه نمایی،...
-
مزامیر ۷۲
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:22
ای خدا انصاف خود را به پادشاه ده وعدالت خویش را به پسر پادشاه! ۲ و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را به انصاف. ۳ آنگاه کوهها برای قوم سلامتی را بار خواهندآورد و تلها نیز در عدالت. ۴ مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد؛ و فرزندان فقیر رانجات خواهد داد؛ و ظالمان را زبون خواهدساخت. ۵ از تو خواهند ترسید،...
-
مزامیر ۷۱
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:20
در توای خداوند پناه بردهام، پس تا به ابد خجل نخواهم شد. ۲ به عدالت خودمرا خلاصی ده و برهان. گوش خود را به من فراگیر و مرا نجات ده. ۳ برای من صخره سکونت باش تا همه وقت داخل آن شوم. تو به نجات من امر فرمودهای، زیرا صخره و قلعه من تو هستی. ۴ خدایا مرا از دست شریر برهان و از کف بدکار وظالم. ۵ زیراای خداوند یهوه، تو...
-
مزامیر ۷۰
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:18
خدایا، برای نجات من بشتاب! ای خداوند به اعانت من تعجیل فرما! ۲ آنانی که قصد جان من دارند، خجل و شرمنده شوند، و آنانی که در بدی من رغبت دارند، روبرگردانیده و رسوا گردند، ۳ و آنانی که هه هه میگویند، بهسبب خجالت خویش رو برگردانیده شوند. ۴ و اما جمیع طالبان تو، در تو وجد و شادی کنند، و دوست دارندگان نجات تو دائم گویند:...
-
مزامیر ۶۹
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:16
خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها بهجان من درآمده است. ۲ در خلاب ژرف فرورفتهام، جایی که نتوان ایستاد. به آبهای عمیق درآمدهام و سیل مرا میپوشاند. ۳ از فریاد خودخسته شدهام و گلوی من سوخته و چشمانم ازانتظار خدا تار گردیده است. ۴ آنانی که بیسبب ازمن نفرت دارند، از مویهای سرم زیادهاند ودشمنان ناحق من که قصد هلاکت من...
-
مزامیر ۶۸
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:14
خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند! و آنانی که از او نفرت دارند ازحضورش بگریزند! ۲ چنانکه دود پراکنده میشود، ایشان را پراکنده ساز، و چنانکه موم پیش آتش گداخته میشود، همچنان شریران به حضور خدا هلاک گردند. ۳ اما صالحان شادی کنند و در حضور خدا به وجد آیند و به شادمانی خرسند شوند. ۴ برای خدا سرود بخوانید و به نام او ترنم...
-
مزامیر ۶۷
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:11
خدا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازدو نور روی خود را بر ما متجلی فرماید! سلاه. ۲ تا راه تو در جهان معروف گردد و نجات تو به جمیع امتها. ۳ ای خدا قومها تو را حمدگویند. جمیع قومها تو را حمد گویند. ۴ امتها شادی و ترنم خواهند نمود زیراقومها را به انصاف حکم خواهی نمود و امت های جهان را هدایت خواهی کرد، سلاه. ۵ ای...
-
مزامیر ۶۶
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:09
ای تمامی زمین، برای خدا بانگ شادمانی بزنید! ۲ جلال نام او رابسرایید! و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید! ۳ خدا را گویید: «چه مهیب است کارهای تو! از شدت قوت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند کرد! ۴ تمامی زمین تو را پرستش خواهند کرد و تو را خواهند سرایید و به نام توترنم خواهند نمود.» سلاه. ۵ بیایید کارهای خدا را مشاهده...
-
مزامیر ۶۵
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:07
ای خدا، تسبیح در صهیون منتظرتوست. و نذرها برای تو وفا خواهدشد. ۲ ای که دعا میشنوی! نزد تو تمامی بشرخواهند آمد. ۳ گناهان بر من غالب آمده است. توتقصیرهای مرا کفاره خواهی کرد. ۴ خوشابحال کسیکه او را برگزیده، و مقرب خود ساختهای تابه درگاههای تو ساکن شود. از نیکویی خانه توسیر خواهیم شد و از قدوسیت هیکل تو. ۵ به چیزهای...
-
مزامیر ۶۴
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:05
ای خدا وقتی که تضرع مینمایم، آوازمرا بشنو و حیاتم را از خوف دشمن نگاه دار! ۲ مرا از مشاورت شریران پنهان کن و ازهنگامه گناهکاران. ۳ که زبان خود را مثل شمشیرتیز کردهاند و تیرهای خود یعنی سخنان تلخ را برزه آراستهاند. ۴ تا در کمینهای خود بر مرد کامل بیندازند. ناگهان بر او میاندازند و نمی ترسند. ۵ خویشتن را برای کار...
-
مزامیر ۶۳
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:04
ای خدا، تو خدای من هستی. در سحرتو را خواهم طلبید. جان من تشنه تواست و جسدم مشتاق تو در زمین خشک تشنه بیآب. ۲ چنانکه در قدس بر تو نظر کردم تا قوت و جلال تو را مشاهده کنم. ۳ چونکه رحمت تو ازحیات نیکوتر است. پس لبهای من ترا تسبیح خواهد خواند. ۴ از اینرو تا زنده هستم تو رامتبارک خواهم خواند. و دستهای خود را به نام...
-
یونس ۴
چهارشنبه 20 مرداد 1400 22:01
اما این امر یونس را به غایت ناپسند آمد وغیظش افروخته شد، ۲ و نزد خداوند دعانموده، گفت: «آهای خداوند، آیا این سخن من نبود حینی که در ولایت خود بودم و از این سبب به فرار کردن به ترشیش مبادرت نمودم زیرامی دانستم که تو خدای کریم و رحیم و دیر غضب و کثیر احسان هستی و از بلا پشیمان میشوی؟ ۳ پس حالای خداوند جانم را از من...
-
یونس ۳
چهارشنبه 20 مرداد 1400 21:56
پس کلام خداوند بار دوم بر یونس نازل شده، گفت: ۲ «برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و آن وعظ را که من به تو خواهم گفت به ایشان ندا کن.» ۳ آنگاه یونس برخاسته، برحسب فرمان خداوند به نینوا رفت و نینوا شهر بزرگ بود که مسافت سه روز داشت. ۴ و یونس به مسافت یک روز داخل شهر شده، به ندا کردن شروع نمود وگفت بعد از چهل روز نینوا...
-
یونس ۲
چهارشنبه 20 مرداد 1400 21:54
و یونس از شکم ماهی نزد یهوه خدای خود دعا نمود ۲ و گفت: «در تنگی خودخداوند را خواندم و مرا مستجاب فرمود. ازشکم هاویه تضرع نمودم و آواز مرا شنیدی. ۳ زیرا که مرا به ژرفی در دل دریاها انداختی وسیلها مرا احاطه نمود. جمیع خیزابها و موجهای تو بر من گذشت. ۴ و من گفتم از پیش چشم توانداخته شدم. لیکن هیکل قدس تو را باز خواهم...
-
یونس ۱
چهارشنبه 20 مرداد 1400 21:47
و کلام خداوند بر یونس بن امتای نازل شده، گفت: ۲ «برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و بر آن ندا کن زیرا که شرارت ایشان به حضورمن برآمده است.» ۳ اما یونس برخاست تا از حضور خداوند به ترشیش فرار کند و به یافا فرود آمده، کشتیای یافت که عازم ترشیش بود. پس کرایهاش را داده، سوار شد تا همراه ایشان از حضور خداوند به ترشیش برود. ۴...
-
دانیال ۱۲
چهارشنبه 20 مرداد 1400 21:36
«و در آن زمان میکائیل، امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده است خواهد برخاست و چنان زمان تنگی خواهد شدکه از حینی که امتی به وجود آمده است تا امروزنبوده و در آنزمان هر یک از قوم تو که در دفترمکتوب یافت شود رستگار خواهد شد. ۲ وبسیاری از آنانی که در خاک زمین خوابیده اندبیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و...
-
دانیال ۱۱
چهارشنبه 20 مرداد 1400 21:29
۱ ایستاده بودم تا او را استوار سازم وقوت دهم. ۲ «و الان تو را به راستی اعلام مینمایم. اینک سه پادشاه بعد از این در فارس خواهند برخاست و چهارمین از همه دولتمندتر خواهد بود و چون بهسبب توانگری خویش قوی گردد همه را به ضد مملکت یونان برخواهد انگیخت. ۳ وپادشاهی جبار خواهد برخاست و بر مملکت عظیمی سلطنت خواهد نمود و برحسب...
-
عاقبت نیکو
چهارشنبه 20 مرداد 1400 21:24
در فکر منافعی و فکر زنجیره منافعی کوبیدن جستن نیست.زیرا دنبال گشودن در نیستن.همه چیز عروسکی هست بی روح هست.یا صوری هست یا طبق شرایط زندگی زوری.اما در فکر رشد ایمان قوی جستن و کوبیدن هست باز شدن هست.در همان سختی ها و رنج ها و بستن راهها خداوند راه نیکویی را برای شما باز میکند.زیرا هیچ قدرت زمینی و آسمانی در برابر خدا...
-
فکر در نهال مثبت
چهارشنبه 20 مرداد 1400 21:11
فکر در نهال مثبت گرایی یعنی من بدبین نیستم اما بازه رفتاری دیگران را بر حسب عمل آن میبینم میسنجم.اما اینکه بدانم آن فکر نهالش همانست کار سختتری هست.زیرا گاه نهال فکر فکر دیگریست اما در نمودار دیگر.زیرا این سنجش سختتر هست.ارزش انسانی بسیار والاست حس های انسانی به فعل خود در اشرف مخلوقات خدا یعنی تفکر و گوهر درون.اگر...
-
راه نیکو,فرصت نیکو
چهارشنبه 20 مرداد 1400 20:57
راه نیکو فرصتی هست که انسان در آن بذر نیکویی را میکارد و برداشت آن تفکر انسان هست.آنی که خود را بخواب بزند زیر بار طبل و شیپور هم بیدار نمیشود.و آنی که بیدار فکری باشد در آن بذر رشدو نمود پیدا میکند.زیرا بار فکر منفعت طلبانه و فکر بداندیش.و تفکر خشک نهال تازه رشد نمیکند. زیرا روزنه درون آن تاریکیست.مگر اینکه معجزه ای...
-
مزمور شصت و دوم
چهارشنبه 20 مرداد 1400 19:14
مزمور شصت و دوم 1 .برای یدوتون سالار مغنیان، مزمور داوید 2 .جان من فقط برای خد.ا خاموش میشود، زیرا که نجات من از جانب اوست 3 .او تنها صخره و نجات من است، و قلعة بلند من پس لغزش بزرگی نخواهم خورد 4 .تا به کی بر مردی هجوم میآورید، تا همگی شما او را هلاک کنید، مثل دیوار خم شده و حصار لغزیده 5 .در اینباره فقط مشورت میکنند...
-
مزمور شصت و یکم
چهارشنبه 20 مرداد 1400 18:51
مزمور شصت و یکم 1 .برای سالار مغنیان بر نگینَت، مزمور داوید 2 .ای خد.ا فریاد من را بشنو، و دعای من را اجابت فرما 3 .از اقصای جهان تو را خواهم خواند هنگامی که قلبم را ضعف میگیرد، من را بصخرهای که از من بلندتر است هدایت نما 4 .زیرا که تو پناه من بودهای، و برج قوی از روی دشمن 5 .در خیمة تو ساکن خواهم بود تا به ابد، زیر...
-
مزمور شصتم
چهارشنبه 20 مرداد 1400 18:50
مزمور شصتم 1 .برای سالار مغنیان بر شوشَن عدوت میختام داوید برای تعلیم 2 .وقتی که با اَرم نَهرَین و اَرم صوبه از در جنگ بیرون آمد و یوآب برگشته دوازده هزار نفر از ادومیان را در وادی ملَح کُشت 3 .ای خد.ا ما را دور انداخته پراکنده ساختهای، خشمناک بودی به سوی ما رجوع فرما 4 .زمین را متزلزل ساخته آن را شکافتهای،...
-
مزمور پنجاه و نهم
چهارشنبه 20 مرداد 1400 18:49
مزمور پنجاه و نهم 1 .برای سالار مغنیان بر التشخت، میختام داوید وقتی که شائول فرستاد که خانه او را کشیک بِکشند تا او را بکُشند 2 .ای خد.ایم من را از دشمنانم برهان، من را از مقاومت کنندگانم برافراز 3 .من را از گناهکاران خلاصی ده، و از مردمان خونریز رهایی بخش 4 .زیرا اینک برای جانم کمین میسازند، و زورآوران به ضد من جمع...