در فکر منافعی و فکر زنجیره منافعی کوبیدن جستن نیست.زیرا دنبال گشودن در نیستن.همه چیز عروسکی هست بی روح هست.یا صوری هست یا طبق شرایط زندگی زوری.اما در فکر رشد ایمان قوی جستن و کوبیدن هست باز شدن هست.در همان سختی ها و رنج ها و بستن راهها خداوند راه نیکویی را برای شما باز میکند.زیرا هیچ قدرت زمینی و آسمانی در برابر خدا تاب مقاومت ندارد. زیرا خود ابلیس هم سرانجام شکست میخورد.اما خداوند فرصت دهنده بسیار با سخاوت هست.اما وای از تمام شدن صبر خدا.چون خدا بسیار بسیار بسیار صبور هست.زیرا در خدا خشم بیجا معنی ندارد و خشم در سر رشته آن مال ابلیس هست. اما خدا در برابر مخلوقاتش که به او و رشته او چنگ انداختند و ایمان واقعی دارند خشم بر ظالمین دارد.زیرا ظالمین انسان نیستن.آدم نما هستن.و خدا با ابلیس اصلان شوخی ندارد یا بقولی مصالحه زیرا ابلیس چنگ زخم دارد.مرحم خداست.زخم زننده ابلیس.نیروهای ابلیس شر هستن.و از دایره خدا بیرون رفته اند.زیرا مادیت و امورات صرف مادی و صرف زمینی برایشان مقصد هست.پس زمانبندی خدا ورای فکر انسانها بسیار عمیق و کارهای خدا بسیار اسرار ملکوت الهی دارد.ملکوت الهی ملکوت بی زوال هست ملکوتی به وسعت خوبان.ملکوتی پر از خوبی و نور پر از خوبانی که خود را گوهر درون را و آزمایشات را رد کردند و به توفیق رشد معنوی رسیده اند.ملکوت الهی جای تاریکی نیست جای روشنایی هست زیرا در آن زخم نیست همه آن مرحم خوبان زمین به آسمان هست.آنانی که رنج ها و سختی هایی را در برابر تاریکی ها دیده اند و خود را به ملکوت الهی پیوند زده و حفظ کرده اند.

فکر در نهال مثبت گرایی یعنی من بدبین نیستم اما بازه رفتاری دیگران را بر حسب عمل آن میبینم میسنجم.اما اینکه بدانم آن فکر نهالش همانست کار سختتری هست.زیرا گاه نهال فکر فکر دیگریست اما در نمودار دیگر.زیرا این سنجش سختتر هست.ارزش انسانی بسیار والاست حس های انسانی به فعل خود در اشرف مخلوقات خدا یعنی تفکر و گوهر درون.اگر این گوهر را بجایی رسانیم که خباثت رذالت در آن رشد کند در بعد حیوانی آن هم نمیتوان مقیاس کامل پیدا کرد مگر حیوانی که درنده خویی ذاتی داشته باشد.اما در حیوانات محبت را پیدا میکنیم و حتی حس را.پس انسان صدبرابر آن باید قویتر بشود.زیرا اشرف مخلوقات هست.اگر پست شد اگر سیاهی او را گرفت.با تفکر باید خود را رشد انسانی بدهد.بجوید بکوبد بیابد رشد دهد کمال بگیرد.زیرا زیر بار زنجیره ای که بد هست نیفتد و زیر زنجیره ایمان و نور رشد کند.ذهن مثبت.ذهن خوب.ذهن انسانیتی.ذهن رشد دهنده.زیرا انسانی اگر در قوت و زنجیره خدا باشد روزنه ای برای او رشد هست. و اگر در تاریکی تمام وسعت داشته باشد فایده ندارد.اگر انسان در پی نیکویی باشد غم داشته باشد در رنج باشد در زجر باشد در انواع آزمایش ها.هیچوقت نا امید از قوت زنجیره خدا نمیشود.زیرا رشته ای محکم هست.گاهی رنج ها را به خدا نسبت میدهیم.اما آدمیزاده که بذر تاریکی باشد در زنجیره نفرت در آن زنجیره گاهن هر نوع خباثت میکند.زیرا سراب تاریکی سرابیست که اصل ان زنجیره سیاهی هست و تاریکی با له کردن زیر مجموعه زنجیره هیچگاه کمک کننده زنجیره نیست.اما روشنایی و قوت خدا عاقبت بخیری هست.زیرا عاقبت نیکو بذر نیکوست.والا در زنجیره تاریکی تاریکی ها بدنبال نقطه برای کوبیدن پیدا میکنند و روشنایی ها روزنه ای برای وسعت مزرعه ای از بذر روشنایی و نیکویی.زیرا به جنگ تاریکی رفته اند جنگ معنوی جنگ خیر و شر هست.یا نبرد روحی در بعد روشنی و تاریکی.
