1-ترس انداختن در دل کسی نشانه بزرگی نیست.مرحم شدن دلها کاری بزرگ هست که ترسی در آن نیست جز مهربانی.
2-آنهایی که مرحم میشوند روح بزرگی دارند و آنها که زخم میشوند در پیله خود مانده اند.
3-هیچگاه مثال بادبادک نشدم که بترکم بلکه مثل نخ آن شدم که دلی را بدست آورم.
4-کینه و حسدو غرور نشانه فرومایگی هست.
5-فخر بر تجمل نیست .فخر بر آنیست که فخر کنی به بهتر شدن دیگری.
6-پنچره دلت را باز کن آنقدر زیبایی هست که زشتی در آن در ذهنت نمود پیدا نکند.
7-اگر درد میکشی مرحم شو اگر رنج میکشی رنج بردار شو اگر برای خدا کار میکنی هیچگاه به بنده چشم ندوز.
«آنگاه که نشانههای پسر انسان در آسمان پدیدار شد پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال میآید؛ اما از آن روز و ساعت هیچکس حتی ملائکه آسمان اطلاع ندارند، جز خداوند و بس؛ شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان میآید»
آن گاه نشانه پسر انسان در آسمان پدیدار شود و در آن گاه، جمیع طوایف زمین سینهزنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال میآید. آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان، جز پدر من و بس، شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان میآید
کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را میکشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید و در را بکوبد، بیدرنگ در را برای او باز کنند. خوشا به حال غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد. پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمیبرید، پسر انسان میآید.
گروهی بر اساس آیات اناجیل بر این عقیده اند که عیسی خود را پسر انسان معرفی کرده است و دیگران این عنوان را برای وی استفاده نکرده اند.
در بندهای مختلف اناجیل مانند انجیل متی باب 24 آیه 27 و باب 36 آیه 37 و همچنین انجیل لوقا باب 18 آیه 18و ... به آمدن پسر انسان اشاره شده است. و وی را قاضی، داور، عدل گستر و ... معرفی نموده اند.
انجیل مرقس بیان بلاها و مصیبت های پایانی جهان را از زبان عیسی اینگونه بیان می کند: آن گاه پسر انسان را ببینید که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید
پسر انسان یکی از رمز گونه ترین اسرار در کتاب انجیل هست.و در بین اندیشمندان و توصیفات تفاسیر بسیار درباره آن هست.عده ای بر این منظر که عیسی پسر خداست وجه آن را با پسر انسان یکی نمیدانند.عده ای وجه بالارفتن بر صلیب.یا وجهی که یهودیان درک کنند متمایز میدانند.و عده ای نظر به شخص دیگری که در آسمان محفوظ هست میکنند.و نظرات متفاوتی هست که رمز سر الهی ترین مورد را یکی پسر انسان میدانند.و عده ای وجه آینده مسیح را میگویند که این وجه متمایز نیست.یا مسیح برخاسته از مردگان.در حالی که این وجه هم متمایز نمیاید چون مسیح با همان زخم ها و نشانه های تصلیب بود.و اینکه پسر انسان مسیح از آسمان می آید همان پسر انسان باشد را وجه مخالفت با وجه عیسی پسر خدا میدانند که روح القدس در رحم مریم قرار داد.پس پسر انسان در زمره اسرار الهی هست.که برای آن تفاسیر زیادی گفته شده.و مباحث مختلفی درباره آن هست.و به شخصی که از آسمان میاید اشاره دارد.وجه مثالی آن و اینکه بصورت مثال همان اتفاقات بیفتد با این وجه کمی اختلاف دارد. یا اختلاف عمده زیاد.یا مبحث داوری.و قیامت باشد باز از آمدن شخصی صحبت میشود که می آید و شخصی که از آسمان می آید.در هر صورت امریست که ناگهانی و به زمانبندی خداوند در امورات مهم هست.مثال امری که زمان آن و آمدن ناگهانی هست. میشود گفت که شخصیتی رمز گونه سر الهی و فقط مبحث سر اینکه پسر انسان و وجه آن در عیسی مسیح با وجه اینکه چگونه عیسی مسیح خود را پسر انسان بخواند هست.در حالی که در انجیل و اینکه انسان شد در میان ما ساکن شد وجه الهی و انسانی عیسی در جسمانیت باشد باز مبحث سر اولین نخست زاده وارد مبحث جدیدی میشود.ازل.مبحث بسیار پیچیده و جای مباحث زیاد دارد.
1-عیسی مسیح- زنده کردن مردگان-کنترل بر طبیعت-در زمانهای مختلف عیسی شیاطین را از بدن مردم خارج میکرد.