شمعون پطرس

پس از دستگیر شدن عیسی در باغ جِتسیمانی،‏ رسولانش از ترس او را تنها گذاشتند و گریختند.‏ اما دو تن از آنان یعنی پِطرُس و «شاگردی دیگر،‏» ظاهراً یوحنای رسول،‏ دست از فرار برداشته،‏ سعی کردند عیسی را بیابند.‏ (‏یوحنا ۱۸:‏۱۵؛‏ ۱۹:‏۳۵؛‏ ۲۱:‏۲۴‏)‏ آن دو رسول شاید وقتی عیسی را به خانهٔ حَنّاس می‌بردند،‏ او را یافتند.‏ هنگامی که حَنّاس عیسی را به خانهٔ قیافا کاهن اعظم فرستاد،‏ پِطرُس و یوحنا او را دورادور دنبال می‌کردند.‏ آنان احتمالاً از یک سو به فکر جان خود بودند و از سوی دیگر نگران حال استادشان.‏

یوحنا که کاهن اعظم او را می‌شناخت،‏ توانست به حیاط خانهٔ او داخل شود.‏ پِطرُس پشت در ایستاد و منتظر یوحنا ماند.‏ سپس یوحنا بازگشت و با زنی خدمتکار که آن شب دربان بود،‏ صحبت کرد.‏ پس پِطرُس نیز اجازه یافت داخل شود.‏

شبی سرد بود.‏ پس کسانی که در حیاط خانه بودند،‏ آتشی با زغال افروخته بودند.‏ پِطرُس در کنار آنان نشست تا خود را گرم کند.‏ در این میان عیسی محاکمه می‌شد و پِطرُس در انتظار «عاقبت کار» بود.‏ (‏مَتّی ۲۶:‏۵۸‏)‏ آن زن خدمتکار که به پِطرُس اجازهٔ ورود داده بود،‏ در نور آتش می‌توانست چهرهٔ او را بهتر تشخیص دهد.‏ پس با پافشاری از او پرسید:‏ «آیا تو نیز از شاگردان این مرد نیستی؟‏» (‏یوحنا ۱۸:‏۱۷‏)‏ البته،‏ آن زن تنها کسی نبود که پِطرُس را شناخت و او را متهم کرد که با عیسی بوده است.‏—‏مَتّی ۲۶:‏۶۹،‏ ۷۱-‏۷۳؛‏ مَرقُس ۱۴:‏۷۰‏.‏

پِطرُس سخت نگران و دستپاچه شد.‏ او سعی می‌کرد که توجه دیگران را به خود جلب نکند.‏ پس خود را به سرسرای خانه رساند.‏ او انکار می‌کرد که با عیسی بوده است و حتی به یکی از کسانی که او را شناخته بود،‏ گفت:‏ «نه او را می‌شناسم و نه می‌فهمم که تو چه می‌گویی.‏» (‏مَرقُس ۱۴:‏۶۷،‏ ۶۸‏)‏ 

 پِطرُس همچنین شروع «به لعنت کردن و قسم خوردن» کرد؛‏ به عبارت دیگر او حاضر بود به درستی گفته‌های خود سوگند بخورد و اگر خلاف آن ثابت می‌شد هر گونه مجازاتی را بپذیرد.‏—‏مَتّی ۲۶:‏۷۴‏.‏

محاکمهٔ عیسی هنوز ادامه داشت و ظاهراً در محلّی از خانهٔ قیافا صورت می‌گرفت که بالاتر از حیاط خانه قرار داشت.‏ پِطرُس و سایر کسانی که در حیاط بودند،‏ می‌توانستند رفت‌وآمد کسانی را ببینند که برای شهادت دادن به آنجا آورده شده بودند.‏

لهجهٔ جلیلی پِطرُس به این فرض قوّت می‌بخشید که او با عیسی بوده است و گفته‌هایش حقیقت ندارد.‏ به‌علاوه یکی از کسانی که در آن حیاط بود،‏ از خویشاوندان مالخوس بود؛‏ همان کسی که پِطرُس گوشش را قطع کرده بود.‏ او نیز انگشت اتهام به سوی او بلند کرد و گفت:‏ «آیا من تو را با او در باغ ندیدم؟‏» وقتی پِطرُس برای بار سوم عیسی را انکار کرد،‏ مطابق با پیشگویی عیسی خروسی بانگ زد.‏—‏یوحنا ۱۳:‏۳۸؛‏ ۱۸:‏۲۶،‏ ۲۷‏.‏

در همان زمان عیسی ظاهراً در ایوان خانه که مشرف به حیاط بود،‏ ایستاده بود.‏ عیسی روی برگرداند و به پِطرُس نگاه کرد.‏ نگاه او بر عمق وجود پِطرُس رخنه کرد.‏ او سخنان استادش را به یاد آورد که تنها چند ساعت پیش از آن در بالاخانه‌ای گفته بود.‏ تصوّر کنید که پِطرُس چه حالی داشت‏!‏ او که می‌دانست چه اشتباه بزرگی مرتکب شده است،‏ از فرط یأس و ناامیدی بیرون رفت و به تلخی بگریست.‏—‏لوقا ۲۲:‏۶۱،‏ ۶۲‏.‏

اما چطور چنین اتفاقی افتاد؟‏ پِطرُس که از ایمان و وفاداری خود اطمینان کامل داشت،‏ چگونه توانسته بود استادش را انکار کند؟‏ در آن محکمه با تحریف حقیقت عیسی را جنایتکار معرفی می‌کردند.‏ پِطرُس بجای این که از مردی بی‌گناه جانبداری کند،‏ به او پشت کرد؛‏ به همان کسی که «سخنان زندگی جاودان» نزد او بود.‏—‏یوحنا ۶:‏۶۸‏.‏

تجربهٔ تلخ پِطرُس نشان می‌دهد که حتی شخصی باایمان و وفادار اگر برای سختی‌های نابهنگام یا وسوسه‌ها آماده نباشد،‏ می‌تواند تعادل خود را از دست بدهد.‏ باشد که آنچه بر پِطرُس گذشت،‏ درس عبرتی برای همهٔ خادمان خدا باشد


شمعون پطرس

کتاب اول پطرس



نویسنده: کتاب اول پطرس فصل 1 آیه 1، نویسندۀ این کتاب را پطرس رسول عنوان می‌کند.

تاریخ نگارش: کتاب اول پطرس احتمالاً بین ۶۰ تا ۶۵ میلادی نوشته شد.

هدف نگارش: اول پطرس نامه‌ای است از جانب پطرس به ایماندارانی که در دنیای باستان پراکنده شده بودند و در آزار و اذیت و سختی به سر می‌بردند. پطرس کسی بود که با مفهوم آزار و اذیت شدن به خوبی آشنایی داشت. او را بخاطر موعظۀ کلام خدا کتک زدند، تهدید کردند، مجازات کردند و به زندان انداختند. او می‌دانست که تحمل بدون تلخی، از دست دادن امید و زندگی مطیعانه با ایمانی عظیم و زندگی پیروزمندانه مستلزم چه بود. این شناخت از امید زنده در عیسی، همان پیغام بود و الگوی مسیح همان الگویی که می‌بایست پیروی می‌شد.

آیه های کلیدی:
اول پطرس فصل 1 آیه 3، «سپاس بر خدا باد، بر خدا که پدر خداوند ما عیسی مسیح است. او به سبب لطف بی‌پایان و عظیم خود، ما را از سر نو مولود ساخت و عضو خانوادهٔ خود گرداند. از این رو، ما اکنون به امید حیات جاوید زنده‌ایم، زیرا مسیح نیز پس از مرگ، حیات یافت».

اول پطرس فصل 2 آیه 9، «اما شما مانند آنان نیستید. شما برگزیدگان خدا، و کاهنان پادشاهمان عیسی، و قوم مقدس و خاص خدا می‌باشید، تا به این ترتیب به دیگران نشان دهید که خدا چگونه شما را از تاریکی به نور عجیب خود دعوت نموده است».

اول پطرس فصل 2 آیه 24، «او بر روی صلیب، بار گناهان ما را بر دوش گرفت تا ما بتوانیم از چنگ گناه رهایی یافته، زندگی پاکی داشته باشیم. زخمهای او نیز دوای دردهای ما گردید».

اول پطرس فصل 5 آیه های ۸‏-۹، «هشیار و مراقب باشید، زیرا دشمن شما، شیطان، همچون شیری گرسنه، غُرّان به هر سو می‌گردد تا طعمه‌ای بیابد و آن را ببلعد. پس در برابر حملات او، به خداوند تکیه کنید و استوار بایستید؛ بدانید که این زحمات فقط به سراغ شما نیامده، بلکه مسیحیان در تمام دنیا با چنین مصائبی مواجه می‌باشند».

خلاصه: با اینکه این دوران از رنج و جفا ناامید کننده بود، اما پطرس نشان می‌دهد که در واقع زمان شادی بود. او می‌گوید که رنج کشیدن برای مسیح را یک مزیت بشمارند زیرا نجات دهندۀ آنها برایشان رنج کشید. این نامه به تجارب فردی پطرس با عیسی مسیح و موعظه های او از کتاب اعمال رسولان اشاره می‌کند. پطرس تایید می‌کند که شیطان دشمن بزرگ هر مسیحی است اما تضمین بازگشت مسیح در آینده، انگیزه و امید می ‌بخشد.

پیوندها: آشنا بودن پطرس با شریعت و انبیای عهد قدیم او را قادر ساخت که متون بسیاری از عهد قدیم را در پرتوی زندگی و کار عیسی ، همان مسیح موعود شرح دهد. او در اول پطرس فصل 1 آیه 16 از لاویان فصل 11 آیه 44 نقل قول می‌کند: «پاک باشید، زیرا من پاک هستم». اما قبل از آن شرح می‌دهد که قدوسیت با حفظ شریعت به دست نمی‌آید، بلکه از لطفی حاصل می‌گردد که به تمام کسانی که به عیسی ایمان دارند عطا شده است (آیه‌ ۱۳). بعلاوه، شرح می‌دهد که «سنگ زاویه» در اشعیا فصل 28 آیه 16 و مزامیر فصل 118 آیه 22 به مسیح اشاره می‌کند، کسی که بخاطر نافرمانی و بی‌ایمانی یهودیان از سوی ایشان رد شد. اشاره های دیگری در عهد جدید عبارتند از مسیح بی‌گناه (اول پطرس فصل 2 آیه 22؛ اشعیا فصل 53 آیه 9) و موعظه‌هایی در رابطه با زندگی مقدس از طریق قدرت خدا که برکات به بار می‌آورد (اول پطرس فصل 3 آیه های ‏۱۰-‏۱۲؛ مزامیر فصل 34 آیه های ۱۲‏-۱۶؛ اول پطرس فصل 5 آیه 5؛ امثال فصل 3 آیه 34).

کاربرد عملی: اطمینان حیات جاودان به تمام مسیحیان داده شده است. یک راه یگانه شدن با مسیح این است که در رنجهایش سهیم شویم. برای ما این رنجها تحمل تمسخرها و بدگویی‌هاست از طرف کسانی که ما را با عناوینی مثل «متظاهرین» یا «از ما بهتران» خطاب می‌کنند، و این در مقایسه با رنجی که مسیح بخاطر ما روی صلیب تحمل کرد بسیار ناچیز است. ایستادگی کنید برای چیزی که می‌دانید و ایمان دارید حقیقت و راستی است و شادی کنید هنگامی که دنیا و شیطان شما را هدف آزار و اذیت قرار می‌دهند.

پطرس

کتاب دوم پطرس


نویسنده: دوم پطرس فصل 1 آیه 1 به طور خاص اشاره می‌کند که پطرس رسول نویسندۀ این کتاب است. اینکه نویسنده‌ این کتاب پطرس است، بیش از هر کتاب دیگر عهد جدید مورد تردید بوده است. اما پدارن کلیسای اولیه هیچ دلیل خوبی برای رد کردن آن پیدا نکردند. ما نیز هیچ دلیل محکمی برای رد کردن او به عنوان نویسنده‌ دوم پطرس نداریم.

تاریخ نگارش: کتاب دوم پطرس در اواخر زندگی پطرس نوشته شد. از آنجایی که او در طول سلطنت نرون در رم شهید شد، مرگ او می‌بایست قبل از 68 میلادی اتفاق افتاده باشد. او به احتمال زیاد کتاب دوم پطرس را بین 65 و 68 میلادی نوشت.

هدف نگارش: پطرس هشدار داده بود که انبیای دروغین در حال نفوذ به کلیساها هستند. او مسیحیان را دعوت کرد که رشد کنند و در ایمان خود قوی شوند تا بتوانند این ارتداد درحال گسترش را تشخیص داده و با آنها مبارزه کنند. او به شدت بر سندیت و اعتبار کلام خدا و بازگشت قطعی عیسی مسیح تاکید نمود.

آیه های کلیدی:
دوم پطرس فصل 1 آیه های ‏3‏-4، «او همچنین با قدرت عظیمش، هر چه که برای یک زندگی خداپسندانه نیاز داریم، عطا می‌کند و حتی ما را در جلال و نیکویی خود سهیم می‌سازد؛ اما برای این منظور، لازم است که او را بهتر و عمیقتر بشناسیم. با همین قدرت عظیم بود که تمام برکات غنی و عالی را که وعده داده بود، به ما بخشید. یکی از این وعده‌ها این بود که ما را از شهوت و فساد محیط اطرافمان رهایی دهد و از طبیعت و صفات الهی خود بهره‌ای به ما عطا فرماید».

دوم پطرس فصل 3 آیه 9، «بنابراین، مسیح در وعدهٔ بازگشت خود تأخیری بوجود نیاورده است، گرچه گاهی این گونه به نظر می‌رسد. در واقع، او صبر می‌کند و فرصت بیشتری می‌دهد تا گناهکاران توبه کنند، چون نمی‌خواهد کسی هلاک شود».

دوم پطرس فصل 3 آیه 18، «در قدرت روحانی رشد کنید و در شناخت خداوند و نجات دهنده‌مان عیسی مسیح ترقی نمایید، که هر چه جلال و شکوه و عزت هست، تا ابد برازندهٔ اوست. آمین».

خلاصه: پطرس می‌دانست که وقت کمی دارد (دوم پطرس فصل 1 آیه های 13-15) و این کلیساها با خطری فوری روبرو بودند (دوم پطرس فصل 2 آیه های 1‏-3). او از خوانندگان این کتاب می خواهد که ذهنشان را تازه کنند (دوم پطرس فصل 1 آیه 13) و فکرشان را روشن سازند (دوم پطرس فصل 3 آیه های ۱-‏۲) تا تعلیم او را به خاطر بسپارند (دوم پطرس فصل 1 آیه 15). او ایمانداران را به چالش کشاند تا با پذیرفتن خصوصیات خاص مسیحی در ایمان خود بالغ تر شوند، بدین وسیله در دانش و شناخت خود نسبت به عیسی مسیح موثر و پربار شوند (دوم پطرس فصل 1 آیه های ۵‏-۹). نویسندگان عهد جدید و قدیم با اقتدار بخاطر ایمانشان این مسیر را طی کردند (دوم پطرس فصل 1 آیه های ۱۲-‏۲۱، فصل 3 آیه 2، فصل 3 آیه های ۱۵‏-۱۶). پطرس اشتیاق داشت که ایشان در ایمانشان استوار گردند تا در برابر معلمان دروغین که به درون کلیساها رخنه کرده و بشدت به آنها آسیب زده بایستند. او در قسمتی که ایشان را مردود شمرد، رفتار، محکومیت و خصوصیتهای ایشان را توصیف نمود (دوم پطرس فصل ۲)، بعلاوه، ایشان بازگشت دوباره مسیح را مورد تمسخر قرار داده بودند (دوم پطرس فصل 3 آیه های ۳-‏۷). پطرس به مسیحیان تعلیم داد که بازگشت مسیح مشوق و انگیزه‌ زندگی مقدس می‌باشد (دوم پطرس فصل 3 آیه 14). بعد از هشدار پایانی، پطرس دوباره ایشان را تشویق کرد که در فیض و شناخت خداوند و نجات‌دهنده خود عیسی مسیح رشد کنند. او با کلامی پیرامون ستایش خداوند و نجات‌دهنده‌ خود سخنانش را به پایان رساند (دوم پطرس فصل 3 آیه 18).

پیوندها: پطرس در قسمت نکوهش و تقبیح انبیای دروغین موضوعی را تکرار می‌کند که در عهد قدیم شایع بود و باید برای خوانندگانش بسیار آشنا باشد. بسیاری از مسیحیان اولیه از زمینه‌ یهودی ایمان آورده بودند و به خوبی درباره‌ شریعت و انبیا تعلیم دیده بودند. زمانی که پطرس در دوم پطرس فصل 1 آیه های ‏۱۹-‏۲۱، به «کلام انبیای» عهد قدیم اشاره کرد، انبیای دروغین را مردود شمرد و تصریح کرد که انبیای حقیقی با هدایت روح القدس حرکت می‌کردند و روح القدس از طریق ایشان سخن می‌گفت (دوم سموئیل فصل 23 آیه 2). ارمیا در نکوهش انبیای دروغین به همان میزان مصمم و قوی بود و پرسید «تا به کی این پیام‌آوران دروغین با حرفهای ساختگی‌شان قوم مرا فریب خواهند داد؟» (ارمیا فصل 23 آیه 26). مشخصاً همان معلمان دروغین و گمراه که مردم عهد قدیم و عهد جدید را به ستوه آوردند، هنوز در بین ما هستند، به طوری که رساله‌ دوم پطرس امروز مانند ۲۰۰۰ سال پیش کاربرد پیدا می‌کند.

کاربرد عملی: مشخصاٌ ما به عنوان مسیحیان قرن بیستم در مقایسه با مسیحیان قرن اول که این رساله برایشان نوشته شد، به آمدن خداوندمان نزدیکتر هستیم. مسیحیان بالغ از طریق تلویزیون و روشهای دیگر ارتباط جمعی آگاه هستند که بسیاری از حقه ‌بازان دارند به عنوان رهبران حقیقی مسیحی جولان می‌دهند و مسیحیان نابالغ در «دام» حیله ‌گری‌ها و تفاسیر غلط ایشان از کلام افتاده‌اند. پس واجب است تمام مسیحیانی که تولد تازه دارند چنان در کلام عمیق شوند که قادر گردند حقیقت را از دروغ تشخیص دهند.

اگر همین دستورالعمل رشد در ایمان را که پطرس ارائه کرد (دوم پطرس فصل 1 آیه های 5‏-11) در زندگیهایمان بکار ببندیم، به ما اطمینان داده می‌شود که این پاداش ارزشمند را دریافت خواهیم کرد: «و خدا نیز دروازه‌های آسمان را به روی شما خواهد گشود تا وارد ملکوت جاودانی خداوند و نجات‌دهندهٔ‌مان عیسی مسیح گردید» (دوم پطرس ۱:‏۱۰‏-۱۱). اساس و مبنای ایمان ما همان کلام خداست که پطرس موعظه نمود و همیشه نیز چنین خواهد بود.

شمعون پطرس

سوال

آیا اول پطرس 21:3 تعلیم می دهد که تعمید برای نجات ضروری است؟


جواب


مثل هر یک آیه یا متن دیگری، نخست با گذراندن آیهٔ مورد نظر از فیلتر آنچه سایر مطالب کتاب مقدس پیرامون این موضوع تعلیم می دهد به تعلیم این آیه پی می بریم. در مورد تعمید و نجات، کتاب مقدس به صراحت اعلام می کند که نجات به واسطه فیض و ایمان به عیسی مسیح حاصل می شود و نه با اعمال و کارهای ما از قبیل تعمید (افسسیان 8:2-9)؛ بنابراین، هر نوع تفسیری که به این نتیجه برسد که برای نجات، تعمید و یا هر عمل دیگری ضروری می باشد، تفسیری غلط است. برای اطلاع بیشتر، لطفاً مطلب "آیا نجات تنها به واسطهٔ ایمان است و یا با ایمان به اضافه اعمال است؟" را در وبسایت ما مطالعه کنید.

آنانی که باور دارند تعمید برای نجات لازم است بلافاصله از اول پطرس 21:3 به عنوان یک "سند" استفاده می کنند؛ زیرا که این آیه بیان می کند که "تعمید اکنون شما را نجات می دهد". آیا حقیقتاً پطرس داشت این را می گفت که عمل تعمیدچیزی است که ما را نجات می بخشد؟ اگر این‌ چنین بود، سخنان او با متون دیگر از کتاب مقدس را که به وضوح نشان می دهند که مردم پیش از اینکه تعمید بگیرند و یا در کل حتی بدون اینکه تعمید بگیرند، نجات می یافتند (همان‌ طور که با دریافت روح القدس بر آن گواهی می دادند) مغایرت پیدا می کرد. یک مثال خوب از کسی که قبل از تعمید گرفتن نجات یافت، "کُرنیلیوس" و اهل خانه اش در اعمال رسولان باب 10 است. می دانیم که آنها پیش از اینکه تعمید بگیرند نجات یافتند زیرا که روح القدس را به عنوان گواه نجات دریافت کردند (رومیان 9:8؛ افسسیان 13:1؛ اول یوحنا 24:3). گواه نجات آنها دلیلی بود که پطرس اجازه داد تا تعمید بگیرند. متون بی‌ شماری از کتاب مقدس به وضوح این را تعلیم می دهند که نجات زمانی که شخصی به انجیل ایمان می آورد حاصل می شود و در آن زمان شخص با «روح القدس موعود» در مسیح مُهر می شود (افسسیان 13:1).

خوشبختانه، نیازی نداریم حدس بزنیم که این آیه به چه معناست زیرا با این جمله بر ما روشن می گردد که "منظور من زدودن آلودگی تن نیست، بلکه بیان کنندهً تعهد وجدان پاک به خداست". با این که پطرس تعمید و نجات را به هم مرتبط می سازد، اما این عمل تعمید گرفتن نیست که به آن اشاره می کند (نه "زدودن آلودگی تن"). غوطه ور شدن در آب هیچ کاری جز زدودن کثافات نمی کند. موردی که پطرس به آن اشاره می کند، همان چیزی است که تعمید به آن اشاره دارد و ما را نجات می ‌بخشد (تعهد وجدانی پاک به خدا به وسیله رستاخیز مسیح)؛ به عبارت دیگر، پطرس به‌ سادگی تعمید را به ایمان ربط می دهد. در آب رفتن ما را نجات نمی بخشد، مهمتر از آن، این "تعهدِ وجدانی پاک به خدا"- که به تعمید اشاره دارد- می باشد که ما را نجات می بخشد. تعهد وجدانی پاک به خدا همواره مقدم است. ابتدا ایمان و توبه و سپس تعمید انجام می گیرد تا علناً با مسیح شناخته شویم.

"دکتر کِنِیت وُست" مؤلف "مطالعات کلام در عهد جدید یونانی" توضیحی عالی از این متن ارائه داده است. «بدیهی است که پطرس تعمید آب را مد نظر دارد، نه تعمیدِ روح القدس، زیرا که او از طوفان نوح صحبت می کند که ساکنان کشتی نجات یافتند و در این آیه، از تعمیدی صحبت می کند که موجب نجات ایمانداران است. او اشاره می کند که این تنها به عنوان یک الگو یا مثال آنها را نجات داد. بدین معنا که تعمید آب مکمل واقعیت یعنی نجات است. این فقط به عنوان یک نمونه یا همتا می تواند نجات بخش باشد، نه در واقعیت. قربانی ‌های عهد عتیق چیزی مشابه حقیقت، یعنی خداوند عیسی مسیح بود. در حقیقت، اینها صرفاً نمی توانند ایماندار را نجات دهد. اینجا به این مسأله پرداخته نشده که این قربانی‌ ها مشابه تعمید آبِ مسیحی است. مؤلف صرفاً این‌ ها را به عنوان تصویری از کاربرد کلمهٔ «مکمل» یا «نمونه» به کار می برد.

«پس تعمید آب فقط نوعاً ایماندار را نجات می دهد. در عهد عتیق، شخص یهودی پیش از اینکه قربانی بیاورد، نجات یافته بود. آن قربانی فقط یک گواه ظاهری بود که ایمانش را به برهٔ خدا نشان می داد و این قربانی‌ ها نیز نمونه ای از آن بود. تعمید آب گواه ظاهریِ ایمان باطنی ایماندار است. شخص در لحظه ای که به خداوند عیسی ایمان می آورد، نجات می یابد. تعمید آب گواه ظاهری ایمان فرد و نجاتی است که در پاسخ به آن ایمان دریافت می کند. پطرس مراقب است که به خوانندگانش اطلاع دهد که او راجع به احیاء به واسطهٔ تعمید تعلیم نمی دهد، برای مثال، شخصی که تعمید را می پذیرد و مطیع آن می شود، تولد تازه پیدا کرده است زیرا می گوید تعمید "زدودن آلودگی تن" نیست. پطرس توضیح می دهد که تعمید آلودگی تن را نمی زداید، چه در مفهوم لفظی، همچنانکه استحمام برای بدن است، چه در معنی استعاری به عنوان پاکسازی روح. هیچ مراسمی حقیقتاً روی باطن تأثیر نمی گذارد؛ اما او در این عبارت منظورش را از نجات شرح می دهد: "تعهد وجدانی پاک است به خدا و توضیح می دهد که این چگونه به انجام رسیده، یعنی «به واسطهٔ رستاخیز عیسی مسیح»، که گناهکار، با ایمان، با او در این رستاخیز شناخته می شود.

ابهام این متن تا حدودی از این حقیقت نشأت می گیرد که در بسیاری از جهات هدف تعمید به عنوان اعلام عمومی ایمان یک شخص در مسیح و شناخته شدن با او جای خودش را به "تصمیم گیری برای ایمان به مسیح" و یا "دعای شخص گناهکار" داده است. تعمید به چیزی که بعداً انجام خواهد شد، منتسب شده است. درعین حال برای پطرس و یا مسیحیان قرن اول، این تفکر که شخصی به مسیح به عنوان نجات دهنده اعتراف کند اما هم زمان تعمید نگیرد، نا ملموس بوده است؛ بنابراین، جای تعجب نیست که پطرس تعمید و نجات را این قدر نزدیک و مرتبط بهم دیده باشد. با این حال، پطرس در این آیه این مطلب را روشن می سازد که مراسم به تنهایی نجات نمی بخشد، بلکه این حقیقت که واسطه ایمان در قیام مسیح شریک گشته ایم، ما را نجات می بخشد، به عبارتی "تعهد وجدانی پاک به خدا...به واسطهٔ رستاخیز عیسی مسیح" (اول پطرس 21:3)‌.

بنابراین، پطرس می گوید تعمیدی ما را نجات می دهد که از ایمان به قربانی از پیش مقرر شدهٔ مسیح که گناهکار ناعادل را عادل می شمارد، نشأت می گیرد (رومیان 25:3-26، 5:4). تعمید نشان بیرونی آن چیزی است که خدا به انجام رسانده «به غسل تولد تازه و نو شدنی که از روح القدس است» (تیطوس 5:3).


شمعون پطرس



منظور از “صخره” در متی فصل 16 آیه 18 چیست؟

اولین دیدگاه این است که عیسی مسیح گفت پطرس صخره ای است که او کلیسای خود را بر روی آن بنا می کند. بنظر می رسد که در این متن با واژگان بازی ادبی شده است” تو پطرس، یعنی “سنگ” هستی، و من بر روی این صخره، کلیسای خود را بنا می‌کنم”. از آنجاییکه نام پطرس به معنی صخره می باشد و عیسی مسیح کلیسای خود را بر روی صخره بنا خواهد کرد، پس اینگونه بنظر می رسد عیسی مسیح این دو را به هم ربط داده است. خداوند از پطرس برای ساخت پایه های کلیسا بسیار استفاده کرد. پطرس اولین فردی بود که در روز پنطیکاست کلام خدا را موعظه کرد (اعمال رسولان فصل 2 آیه های 14 تا 47). زمانیکه اهالی سامره برای اولین بار روح القدس را دریافت کردند پطرس نیز در آنجا حضور داشت (اعمال رسولان فصل 8 آیه های 14 تا 17). او اولین فردی بود پیام انجیل را به غیریهودیان رساند (اعمال رسولان فصل 10 آیه های 1 تا 48). به تعبیری، پطرس صخره “پایه” کلیسا بود.

تفسیر رایج دیگر از صخره این است که منظور عیسی مسیح از صخره “پطرس” نبوده بلکه اعتراف ایمانی پطرس در آیه 16 بوده است: “شمعون پطرس جواب داد: مسیح، فرزند خدای زنده! “. عیسی مسیح هرگز آشکارا به پطرس و یا رسولان دیگر درباره هویت کامل خویش تعلیمی نداد و تشخیص داد که خداوند چشمان پطرس را باز کرده و بر او آشکار ساخته که عیسی مسیح کیست. اعتراف به اینکه عیسی مسیح فرزند خدای زنده است از زبان او جاری شد و نشان دهنده ایمان قلبی او به عیسی مسیح بود. همین ایمان فردی و قلبی به عیسی مسیح است که عیار و نشان یک مسیحی واقعی می باشد. همه کسانیکه به عیسی مسیح مانند پطرس ایمان آوردند، کلیسا هستند. پطرس این حقیقت را در در کتاب اول پطرس فصل 2 آیه 4 بیان می کند:” می‌دانید که مسیح، آن سنگ زنده‌ای است که خدا مقرر فرموده تا عمارت روحانی خود را بر آن بنا کند. گرچه انسانها دست رد به سینه او زدند. اما او نزد خدا عزیز و مکرم است. پس به سوی او بیایید”.
کلیسای کاتولیک رم اینگونه استدلال می کند که پطرس همان صخره ای است که عیسی مسیح به آن اشاره می کند