رسید دانا از مینوی خرد که «رادی» بهتر است یا «راستی»… مینوی خرد پاسخ داد که برای روان «رادی» و برای همهی جهان «راستی».(مینوی خرد پرسش دوم)
در این بخش از کتاب مینوی خرد با واژهی «رادی» روبهرو میشویم. واژهای که از آن بخشندگی، جوانمردی برداشت میشود. ولی «رادی» چیست؟
واژهی کهن برای نامیدن دادودهش و بخشش به مردم رادی است. رادی کردن همراه با راستی و کردار درست میآید. در وندیداد، فرگرد سوم، هنگامی که از زمینهای شاد و ناشاد سخن میرود، آمده است که هر که جُو، یعنی دانه و غله میکارد، راستی و پارسایی میکارد.
بیگمان این استعارهی دلنشین و زیبا به معنای آن است که هرگونه کار اقتصادی نیک، ارزشی والا دارد. در دنبال این گفتوگو میآید که:« هر که جو میکارد، خویشکاری دارد که فزونی آنرا به ارزانیان دهد و بخشش کند و رادی کند تا سپندارمزد امشاسپند که موکل زمین است، خشنود باشد و از اینکه فرزندش به دیگر فرزندانش نیکی میورزد، شادمان میشود.»
«رادی» ویژگی برجستهی سپندارمزد امشاسپند است. در بهشت، روان رادان در دیدار ارداویراف از جهان دیگر، در آسایش بهشتی برترین پایه دارند. در کتاب روایت پهلوی آمده است که رادان به آسانی از گذرگاه پل چینود گذر میکنند. از آنچه در این کتاب برمیآید درمییابیم که نیروی رادی تنها به پاداش و مزد بهشتی در آن جهان بازنمیگردد، بلکه نیاکان ما باور داشتهاند که از رادی و همچنین راستی توانی پدید میآید که جهان با آن استوار میماند و نیکوتر میشود.
در کتاب شایست ناشایست، فصل ۱۲ بند ۱۶ آمده است که؛ اگر رادمردی کسی را نان دهد، تا آنکس با آن نان سیر است، هر کرفه و کاری که کند مزدش به روان آن رادمرد خواهد رسید. در اینجا هرگونه رادی، از دادن نان و پوشاندن جامه بر برهنگان منظور است تا ساختن پل و آفریدن کار برای مردم و هرکار و کردار نیکو که سودش به مردم، حتا به جانوران و گیاهان برسد. چه از سوی زنی راد باشد و چه مردی راد، از هر قوم و قبیله و نژاد و سرزمینی: همهی اینها از پیام آسمانی اشوزرتشت آموخته میشود.
همچنین اینکه مردم راد دو نعمت و توانگری از خداوند، یافتهاند؛ یکی آنکه خواسته و دارایی(:ثروت) دارند و بر آن توانگرند و دیگری که گنجی بزرگتر است و آن توانمندی بزرگی است که دادار اورمزد به آنان بخشیده است و آن مهربانی و قدرت بخشندگی و دل و دست گشاده و آگاهی و خرد برای بخشیدن و دادن بهری از دارایی خود است به دیگران. این مایهوری و توانگری و نعمت دوم از نخستین کمتر نیست.
کسانی که سپاسگزار اورمزد هستند؛ دارا هستند و یا کسانی که بهرهمندی چندان از مال و دارایی ندارند، هر دو گروه چون از این نعمت دوم برخوردار باشند، خواهند توانست که رادی کنند و در دین بارها آمده است که حتا به اندازهی یک تار مژه کرفه سنگینتر از گناه باشد، در ترازوی زردِ زرین ایزدِ رشن بر سر چینود پل، روان به بهشت خواهد رسید.
سخن پایانی اینکه دستاورد پایانی ارداویراف تنها یک سخن است: «سخن نخستین این است که تشنگان را آب و گرسنگان را نان دهید.» و این مدار جهان است و بزرگترین اندرز برای جهانیان در همهی روزگاران و سدههای و سراسر گیتی و این است درونمایه معنای رادی و داد و دهش.
یارینامه:
۱- مزداپور، فرنگیس، چند سخن، انتشارات فروهر، چاپ نخست، ۱۳۹۱ رویه۲۹۷تا۳۰۰
۲- مینوی خرد، برگردان از احمد تفضلی، نشر توس، چاپ چهارم۱۳۸۵، رویه ۲۸
اشا چکیده دین زرتشتی است. اشا قانون علت و معلول است که هنجار اهورایی و اخلاقی و اجتماعی را در آفرینش سامان میدهد. اشا هم قانون طبیعی و هم قانون خدایی است. اشا قانون دگرگونی ناپذیر و ازلی و ابدی است. اشا خواست (مشیت) خدایی را نشان میدهد. بنا به گات ها: خواست اهورامزدا و اشا یکی است(نگاه کنید به گات ها یسنا۲۸ بند۸) اهورامزدا جهان را در انیشه(وهومن) پدید آورد(یسنا۴۴ بندهای۴و۵و۷). در وجدان(daena) شکل داد(یسنا۴۴بند۱۰). در آفرینندگی آشکار کرد. و برابر با قانون راستی(اشا) به گردش گذاشت(یسنا۳۱ بند۷و۸ و یسنا۴۷بند۳) تا با هم آهنگی به سوی رسایی و جاودانگی پیش برود. در فلسفه زرتشت سپنتامینیو پویایی آفرینش و اشا پویایی تکامل را نشان میدهد
آن چه را که میشنوید با عقل سلیم و منش پاک و روشن بسنجید و آن گاه بپذیرید.
اندیشهی نیک، در آنجا خانه ساخته باشد.
اصول دین زرتشتی
دین زرتشتی دارای 9 اصل کلی به ترتیب زیر است :
* هر عمل بزرگ از فکر بزرگ سرچشمه میگیرد
همسایه ی خود را مانند خود دوست بدار، اما ابتدا خویش را دوست تر بدار چرا که انسانی که به خود احترام گذاشت، به خالق خویش احترام گذارده است.
* کار نیکی که برای دیگران انجام میدهید، وظیفه نیست بلکه یک نوع لذت است که برای شما سلامتی و
آرامش خاطر به ارمغان میآورد.