یوسف ملقب به بَرنابا (به انگلیسی: Barnabas) که از سبط لاوی و اهل قبرس بود، رسولان او را برنابای واعظ نام نهاده بودند. انجیل برنابا منسوب به اوست.
وی از یهودیهای شهر اورشلیم بود که به عیسی مسیح ایمان آورد. او مزرعهٔ خود را فروخت و وجه آن را به عیسی مسیح در راه تبلیغ و گسترش آیینش تقدیم کرد.
در کتاب اعمال رسولان، بارها به فعالیتهای بشارتی برنابا به عنوان رسول اشاره شدهاست و در جمع رسولانِ مسیح به ویژه در کنار پولس رسول، از او یاد میشود.
برنابا پسر عموی یوحنا ملقب به مَرقُس، (نویسندهٔ انجیل مرقس، که دومین انجیل از چهار انجیل موجود در کتاب مقدس مسیحیان است) بود، که خانهٔ مادرش، محل گردهمایی مسیحیان بود. او که ظاهری مقتدر داشت و فردی نیکو و پر از روحالقدس بود، مؤمنان اورشلیم را متقاعد کرد تا پولس را بپذیرند و خود برای خدمت در میان امتها به انطاکیه عازم شد. او در اولین سفر بشارتی پطرس با وی نیز همراه بود و سرانجام در سال ۶۱ میلادی در قبرس کشته شد.
انجیل برنابا که از نظرات مختلف شباهتهای زیادی به اعتقادات مسلمانان دارد، پیامبر اسلام را به گونهای تأملبرانگیز بشارت میدهد. این کتاب همچنین به دلیل داشتن اشکالات تاریخی و نبود نسخههای تاریخی از آن تا قبل از قرن ۱۳ میلادی، امروزه از سوی مسیحیان جزو کتب آپوکریفا (اسفار مشکوک) اعلام شدهاست.
پولُس (عبری:שאול התרסי شائول طرسوسی، یونانی:Σαούλ شائول و Σαῦλος سوئولوس و Παῦλος پولوس)، نامآور به پولس رسول، از مبلغان مسیحیت بود؛ برخلاف حواریون، پولس هرگز با عیسی دیدار مستقیم نداشتهاست، در کتاب اعمال رسولان، پولس پیشوای غیریهودیان[۱] و یعقوب پیشوای یهودیان[۲] خوانده شدهاند.
لوقا (عبری:לוקא؛ یونانی:Λουκᾶς) از مسیحیان نخستین بود که سومین انجیل و نیز کتاب اعمال رسولان را نگاشت. او پزشک یونانی و شاگرد پولس بود و نام او در سه رساله عهد جدید ذکر شدهاست.[۱] او ختنه شده بود.[۲] و تنها یار پولس در دوره زندانی شدن او بود
مَرقُس یا سن مارکو (عبری:מרקוס، یونانیΜάρκος به معنی «چکش بزرگ») که نام عبرانیاش یهودا بود، از پیروان عیسی (اما جز حواریون عیسی مسیح نبود) و از نخستین مسیحیان بود.
در مقدمه انجیل مرقس آمده: هنگامی که عیسی از شهر به شهر و ده به ده می گشت تا کسانی را که زیر دردهای زندگی می نالیدند، آسایش و آرامش بخشد، مرقس نوجوانی بیش نبود. ولی پس از چندی او با شاگرد معروف عیسی، پطرس آشنا شد.
مادرش مریم از اعضای هیکل اورشلیم بود.[۱] مرقس در اورشلیم میزیست و در آن شهر خانهای داشت که محل اجتماع مسیحیان بود.[۲] او در حادثه دستگیری عیسی فرار کرد.[۳] و رسولان او را با سبوی آب ملاقات کردند.[۴] زمانیکه پولس و برنابا، بعد از دیدارشان از اورشلیم، به انطاکیه بازگشتند، مرقس نیز آنها را همراهی کرد. در سفر نخست پولس و برنابا، مرقس دستیار و مشاور پولس بود.[۵] اما آنان را در پمفیلیه ترک کرد و به اورشلیم بازگشت. پولس با همراهی مرقس در دومین سفر بشارتی مخالفت کرد[۶] و برنابا از همکاری با پولس دست برداشت.[۷] برنابا مرقس را که پسرعمویش بود برداشت و به سمت قبرس رفت.[۸] در نامه پولس به کولسیان که از روم نوشته شد، پولس از طرف مرقس سلام رساند و از کولسیان خواست که اگر مرقس به نزدشان آمد، او را به گرمی بپذیرند.[۹] پولس در پایان زندگی، مرقس را از نیکان دانست و اعتماد خود را نسبت به او بیان داشت.[۱۰] او نویسنده دومین انجیل بود، انجیل مرقس کمی قبل از ویرانی اورشلیم در سال ۶۰ پس از میلاد نگاشته شدهاست. مرقس پس از نگاشتن انجیل، برای تبلیغ مسیحیت به اسکندریه مصر رفت تا آنان را از پرستش خدایان باستانیشان بازدارد. در سال ۶۷ میلادی، مصریان او را کشتند و پیکرش را سوزاندند.
حواری مسیح که به نام شمعون قانوی یا شمعون قَنانی شناخته میشود. نام وی در انجیل لوقا باب ۶ آیه ۱۵ و اعمال رسولان باب ۱ آیه ۱۳ برده شدهاست. وی به عنوان فدایی و غیور نیز شناخته میشد.