23در آن روزها که عیسی برای عید فِصَح در اورشلیم بود اشخاص بسیاری که معجزات او را دیدند، به نام او ایمان آوردند 24اما عیسی به آنها اعتماد نکرد، چون همه را خوب می شناخت 25و لازم نبود کسی دربارۀ انسان چیزی به او بگوید زیرا او به خوبی می دانست که در باطن انسان چیست.
20در میان کسانی که برای عبادت عید به اورشلیم آمده بودند عده ای یونانی بودند. 21آن ها نزد فیلیپُس که اهل بیتسَیدای جلیل بود آمدند و گفتند: «ای آقا، ما می خواهیم عیسی را ببینیم.» 22فیلیپُس رفت و این را به اندریاس گفت و آن وقت هر دوی آن ها رفتند و به عیسی گفتند. 23عیسی به آن ها گفت: «ساعت آن رسیده است که پسر انسان جلال یابد. 24بیقین بدانید که اگر دانۀ گندم به داخل خاک نرود و نمیرد، هیچ وقت از یک دانه بیشتر نمی شود اما اگر بمیرد دانه های بی شماری به بار می آورد. 25کسی که جان خود را دوست دارد آن را از دست می دهد و کسی که در این دنیا از جان خود بگذرد آن را تا به زندگی ابدی حفظ خواهد کرد. 26اگر کسی می خواهد مرا خدمت کند به دنبال من بیاید و هرجا من باشم خادم من نیز در آنجا با من خواهد بود و اگر کسی مرا خدمت کند پدر من او را سرافراز خواهد کرد.
اقدامات عیسی موجب شده بود که افراد متملّق دربار آنطیپاص مدام راجع به هویّ ت این موعظه گر جلیلی صحبت کنند. برخی فکر می کردند که او الیاس پیامبر است که اکنون بازگشته یا شاید یکی از " انبیاء قدیم" است . ارائه این نوع نظرات چندان هم بی دلیل نبود . الیاس که در قرن نهم قبل از میالد در شمال پادشاهی اسرائیل زندگی می کرد نمونه یک پیامبر معجزه گر بود . الیاس به عنوان جنگجوی بی باک خدا )یهوه( تالش کرد که "بعل" خدای کنعانیان را از میان قوم اسرائیل حذف کند . لذا او از مردم پرسید : " تا کی می خواهید میان دو عقیده مختلف مردّ د بمانید ؟ اگر یهوه خداست او را اطاعت کنید و اگر بعل خداست از او پیروی کنید " ) اول پادشاهان 30/09.
ایمان الیاس به حدّی بود که نمرد بلکه در گردبادی به آسمان رفت تا در ملکوت خدا کنار تخت او قرار گیرد ) دوم پادشاهان 00/3 .) مالکی نبی پیش بینی کرده بود که الیاس در قیامت باز خواهد گشت
اعتراف پطرس . هر سه انجیل همنوا پرسش عیسی از پطرس را ذکر می کنند کـه سـؤال کرد مردم دربارة او چه فکر می کنند. پاسخ پطرس، از طرف رسـولان، پاسـخی متفـاوت با نظر مردم است . راتزینگر میگوید: پرسـش عیـسی دربـاره نظـر مـردم و رسـولا ن دو پیشفرض دارد : در یک سو یک شناخت بیرونی نسبت به عیسی وجود دارد که گرچـه لزوماً نادرست نیست، اما کافی نیست . در سوی دیگر شـناخت عمیـق تـری هـست کـه مربوط به رسولان است . تمام اناجیل همنوا نظر مـردم را در مـورد عیـسی ـــ کـه او را یحیای معمدان یا ایلیا یا برخی پیامب ران دیگر می دانند که از میان مردگان برخاسته اسـت ــ قبول دارند . وجه مشترک همه نظرهای مردم این است که عیسی «پیامبر» دانسته شـده است. این نظرات مختلف اشتباه نیستند، آنها کم و بیش بـه سـرّ عیـسی اشـاره دارنـد و میتوانند هویت واقعی عیسی را نشان دهند، اما ما را به هو یت جدیـد او نمـی رسـانند . آنها او را بر حسب اصطلاحات گذشته تفسیر می کننـد نـه بـر حـسب تعـابیر خـودش . عیسی چنان منحصر به فرد است که در هیچ مقولهای طبقهبندی نمیشود . عیسی در واکنش به نظر رسولان ــ که او را مسیحا میدانند ـــ از ایشان مـی خواهـد مسیحا بودن او را به مر دم نگویند؛ چراکه چه بسا عموم مردم آن را بد تفسیر کننـد و از
یک سو منجر به امیدهای کاذب نسبت به او شود و از سوی دیگر بـه فعالیـت سیاسـی برضد او بینجامد . بعد از این ممنوع کردن، مسیحای واقعی از میان مردگان برمـی خیـزد؛ پن او مسیحاست اما متفاوت با آنچه مردم قبلاً می داشتند . تبدل هیئت . در جریان تبدل هیئت، موسی و ایلیا بر بالای کوه ظاهر می شـوند و بـا عیسی سخن می گویند؛ تورات و پیامبران نیز با عیسی سخن مـی گوینـد . مـسئله اصـلی صحبت آنان صلیب است که در اورشلیم انجام مـی شـود . صـلیب عیـسی یـک خـروج است؛ جدا شدن از زندگی و عبور از در یای سرخ مصائب و انتقـال بـه جـلال . در ایـن حادثه سه شاگرد عیسی (پطرس، یعقوب و یوحنا ) از آنچه دیدند مبهـوت شـدند . آنـان دریافتند که عید سوکوت واقعی آمده است؛ آنا ن فهمیدند عیسی خـود تـورات زنـده و کلمه کامل خداست . هر سه انجیل همنوا مسئله اعتراف پطرس و مسئله تبدل هیئ ت عیسی را، با اشاره بـه زمان وقوع آنها، به هم ربط می دهند. متی و مرقس می گویند «: عیسی بعـد از شـش روز پطرس، یعقوب و یوحنا را با خود برد » (متی ؛1 :17 مـرقس )2 :9 و لوقا میگویـد «: اکنـون حدود هشت روز بعد از این سخنان » ... (لوقا : 9( 28 . برخی زمان مورد اشاره را بـا ت وجـه به تقویم یهودی تفسیر می کنند و می گویند شش روز بعد از عید کیپـور عیـد سـوکوت میآید. برخی این تفسیر زمانی را قبول ندارند . . 10 عیسی هویتش را اعلام میکند در فصل دهم سخن بر سر این است که عیسی چگونه خود را معرفی می کند. راتزینگـر میگوید: عیسی معمولاً خود ر ا با دو عنوان «پسر انسان «و » پسر» معرفی مـی کنـد . او از تعبیر مسیحا برای خود استفاده نمی کند. تعبیر «پسر خدا » نیـز، حتـی در انجیـل یوحنـا، خیلی کم به کار رفته است . پسر انسان . پسر انسان واژه ای رمزی است که عیـسی زیـاد بـرای خـودش بـه کـار برد می . این نکته مهم است که نو یسندگان عهد جدید، و از جمله اناجیل اربعه، لقب «پسر انسان» را مبنا قرار نمیدهند، بلکه تعابیر مسیحا، خداوند و پسر خدا را به کار میبرند .
همان طور که عیسی پیشگویی کرده بود بسیاری از مردم نشانههای روزهای آخر را جدّی نمیگیرند. نابودی این دنیای شریر و فاسد برای بسیاری مانند آمدن دزد در شب، ناگهانی و غیرمنتظره خواهد بود. (۱تَسّالونیکیان ۵:۲ خوانده شود.) عیسی دورانی را که خود به عنوان پادشاه حضور دارد به روزهای زمان نوح تشبیه کرد. او گفت مردم زمان نوح میخوردند، مینوشیدند و ازدواج میکردند تا زمانی که نوح داخل کشتی رفت، آنان توجهی نمیکردند و طوفان آمده همه را ببرد.—متّیٰ ۲۴:۳۷-۳۹.