اردیبهشتگان

اردیبهشتگان' یا گلستان جشن از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بوده‌است و از شمار جشن‌های آتش است. روز سوم از هر ماه باستانی به نام اردیبهشت می‌باشد و بر اساس گاهشماری امروزین، دوم اردیبهشت خورشیدی، برابر با جشن اردیبهشت‌گان است

ایرانیان از هزاران سال پیش در روز جشن اردیبهشتگان، لباس سپید رنگ می‌پوشیدند که نمایانگر پاکیزگی است. زمان برگزاری جشن اردیبهشتگان (سوم اردیبهشت) از سویی دیگر همزمان است با زمانی که در بسیاری از مناطق ایران، گلها شکوفا شده‌اند. از این رهگذر، این جشن به نوعی جشن گلها نیز بدل شد؛ جشنی که اکنون در هلند نیز تقریباً همزمان با جشن اردیبهشتگان برگزار می‌شود

به موجب یزدان‌شناسی اوستایی اردیبهشت دومین امشاسپند است. این نام در اوستا اشه وهیشته یا ارته‌وهیشته می‌باشد. جزء اول اشه یا ارته به معنی درستی و راستی و نظم و جزء دوم صفت عالی است به معنی بهترین پس رویهم به معنی بهترین راستی یا بهترین نظم و قانون می‌شود.

چنان‌که همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهٔ پاکی و راستی و نظم و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بدو محول است. در این مورد منظور از آتش نظم و داد و راستی و پارسایی است چون در آیه‌ای از اوستا ملاحظه می‌شود که اهریمن با ظهور زرتشت می‌گریزد با فریادی این چنین که «زرتشت مرا بسوزانید با اشاوهیشه و از زمین براند مرا» که چون اهریمن نمایندهٔ بی‌نظمی و آشوب و دروغ و ناپاکی است با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان می‌گردد.

هم در آن کتاب از فضیل بن یسار از حضرت امامجملات کوتاه و روحیه بخش اکثر دانه ها هرگز رشد

آذرگان

در نُهمین روز از آذرماه در گاهشمار زرتشتی که نام روز و ماه یکی می‌شود یعنی روز آذر در ماه آذر، جشن «آذرگان» برگزار می‌شود که در گاهشمار خورشیدی برابر است با سوم آذر ماه خورشیدی

فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام ایزد آذر و بزرگداشت جایگاه آن دراندیشه ایرانیان.

در باور زرتشتیان آذر به معنی آتش نماد اشا، راستی و پاکی اهورایی است. آتش تنها ماده‌ای است که آلودگی به خود نمی‌گیرد. در همه حال روبه‌بالا می‌رود. خود می‌سوزد و دیگران را گرما و نور می‌دهد. آتش یک آخشیج مینوی است که به سه آخشیج گیتوی دیگر، آب، هوا و خاک جان می‌بخشد. آتش آن‌چنان پاک و آسمانی است که آن را از گونه اندیشه و خرد می‌دانند و ارج می‌گذارند. آتش پاک و نور، نماد و شناسه دینی زرتشتیان است. هنگام نیایش بهدینان به‌سوی نور و روشنایی ایستاده و به پرستش اهورامزدای یکتا می‌پردازند. با نیایش آتش زندگی که در اوستا آن را با نیروی زیست همسو می‌دانیم، در گیتی به شناسایی و شناخت درست دست می‌یابیم. یک نکته مهم در اوستا آن است که هر انسان در هر زمانه و هر روز باید آتش زندگی را با خالص‌ترین عناصر روشن و فروزان نگاه دارند. چون آتش نشانه و نماد پاکی در روحانیت آدمی است، هرگاه می‌خواهند شعله‌ای بیفروزند باید از چوب خشک خوش‌بو که بی دود می‌سوزد استفاده کنند. یعنی هر روز آتش زندگی را با هوشیاری و نور پاک منشی روشن و استوار کنند. بدانیم که خواست جاودانگی زندگانی، رسیدن به نور و گوهر مزدا و یکی شدن با آن است
به این ترتیب اگرچه در برخی از فرهنگ‌های گیاه‌شناسی گاه «آذرگون» را به عنوانی صفتی برای گل‌هایی همچون شقایق، لاله، سیکلامن و همیشه بهار که به سرخی می‌گرایند، نیز به کار برده‌اند اما از آنچه در متون کهن فارسی دربارهٔ گل آذرگون یا آذریون برجای مانده چنین می‌توان نتیجه گرفت که این گلی است گرد و بزرگ با گلبرگ‌های زرد که گاهی نیز به سرخی می‌زند و با توجه به شواهد موجود به نظر آذرگون یا آذریون مورد اشاره در متون کهن ایرانی گونه ای از آفتابگردان یا همان «Sunflower» با نام علمی (Helianthus annuus) است که در اندازه‌های گوناگون و با رنگ‌های زرد یا سرخ یا ترکیبی از زرد و سرخ در طبیعت وجود دارد.

آبانگان

آبانگان (چهارمِ آبان‌ماه به گاهشماریِ کنونی، دهمِ آبان‌ماه به گاهشماریِ یزدگردی) یکی از جشن‌های ایرانی است که در ستایش و نیایش ایزدبانو آناهیتا که ایزد آب‌های روان بوده‌است، برگزار می‌شده‌است. زمان برگزاری این جشن در آبان، روز دهم آبان بوده‌است.

آبان (نام ِ دیگر ِ ارِدْوی سورَ اَنَهیتَه/اَناهیتا) ایزدْبانوی ِ آب‌های روی زمین و نگاهبان ِ پاکی و بی آلایشی در جهان ِهستی است. اناهیتا در اسطوره‌های ایرانی، یکی از تابناک‌ترین چهره‌ها و یکی از کارآمدترین نقشْ وَرزان است و در اوستا، سرود بلند و زیبایی به نام آبانْ یَشت با خیالْ نقش‌هایی دل پذیر، ویژهٔ نیایش و ستایش اوست:

... اوست بَرومندی که در همه جا بلندْ آوازه‌است.

اوست که در بسیار فَرّه مَندی، همچند ِ همهٔ ِ آبهای روی زمین است.

اوست زورمندی که از کوه ِ هُکَر به دریای ِ فراخْ کرت ریزد. من -- اهوره مَزدا -- او را به نیروی خویش، هستی بخشیدم تا خانه و روستا و شهر و کشور را بپرورم و پشتیبان و پناه بخش و نگاهبان باشم

زرتشتیان نیز در این روز همانند سایر جشن‌ها به آدریان‌ها (آتشکده‌ها) می‌روند و پس از آن برای گرامی داشت مقام فرشتهٔ آب‌ها، به کنار جوی‌ها و قنات‌ها رفته و با خواندن اوستای آبزور (بخشی از اوستا که به آب و آبان وابسته است) و به دستیاری مُوبَد خوانده می‌شود، اهورامزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را کرده و پس از آن به شادی می‌پردازند

بسم الله الرحمن الرحیم - چقدر برای آباد کردن

تشنگان را آب و گرسنگان را نان دهید

رسید دانا از مینوی خرد که «رادی» بهتر است یا «راستی»… مینوی خرد پاسخ داد که برای روان «رادی» و برای همه‌ی جهان «راستی».(مینوی خرد پرسش دوم)
در این بخش از کتاب مینوی خرد با واژه‌ی «رادی» روبه‌رو می‌شویم. واژه‌ای که از آن بخشندگی، جوانمردی برداشت می‌شود. ولی «رادی» چیست؟
واژه‌ی کهن برای نامیدن دادودهش و بخشش به مردم رادی است. رادی کردن همراه با راستی و کردار درست می‌آید. در وندیداد، فرگرد سوم، هنگامی که از زمین‌های شاد و ناشاد سخن می‌رود، آمده است که هر که جُو، یعنی دانه و غله می‌کارد، راستی و پارسایی می‌کارد.

بی‌گمان این استعاره‌ی دلنشین و زیبا به معنای آن است که هرگونه کار اقتصادی نیک، ارزشی والا دارد. در دنبال این گفت‌وگو می‌آید که:« هر که جو می‌کارد، خویش‌کاری دارد که فزونی آن‌را به ارزانیان دهد و بخشش کند و رادی کند تا سپندارمزد امشاسپند که موکل زمین است، خشنود باشد و از این‌که فرزندش به دیگر فرزندانش نیکی می‌ورزد، شادمان می‌شود.»
«رادی» ویژگی برجسته‌ی سپندارمزد امشاسپند است. در بهشت، روان رادان در دیدار ارداویراف از جهان دیگر، در آسایش بهشتی برترین پایه دارند. در کتاب روایت پهلوی آمده است که رادان به آسانی از گذرگاه پل چینود گذر می‌کنند. از آن‌چه در این کتاب برمی‌آید درمی‌یابیم که نیروی رادی تنها به پاداش و مزد بهشتی در آن جهان بازنمی‌گردد، بلکه نیاکان ما باور داشته‌اند که از رادی و هم‌چنین راستی توانی پدید می‌آید که جهان با آن استوار می‌ماند و نیکوتر می‌شود.
در کتاب شایست ناشایست، فصل ۱۲ بند ۱۶ آمده است که؛ اگر رادمردی کسی را نان دهد، تا آن‌کس با آن نان سیر است، هر کرفه و کاری که کند مزدش به روان آن رادمرد خواهد رسید. در این‌جا هرگونه رادی، از دادن نان و پوشاندن جامه بر برهنگان منظور است تا ساختن پل و آفریدن کار برای مردم و هرکار و کردار نیکو که سودش به مردم، حتا به جانوران و گیاهان برسد. چه از سوی زنی راد باشد و چه مردی راد، از هر قوم و قبیله و نژاد و سرزمینی: همه‌ی این‌ها از پیام آسمانی اشوزرتشت آموخته می‌شود.
هم‌چنین این‌که مردم راد دو نعمت و توانگری از خداوند، یافته‌اند؛ یکی آن‌که خواسته و دارایی(:ثروت) دارند و بر آن توانگرند و دیگری که گنجی بزرگ‌تر است و آن توانمندی بزرگی است که دادار اورمزد به آنان بخشیده است و آن مهربانی و قدرت بخشندگی و دل و دست گشاده و آگاهی و خرد برای بخشیدن و دادن بهری از دارایی خود است به دیگران. این مایه‌وری و توانگری و نعمت دوم از نخستین کم‌تر نیست.
کسانی که سپاسگزار اورمزد هستند؛ دارا هستند و یا کسانی که بهره‌مندی چندان از مال و دارایی ندارند، هر دو گروه چون  از این نعمت دوم برخوردار باشند، خواهند توانست که رادی کنند و در دین بارها آمده است که حتا به اندازه‌ی یک تار مژه کرفه سنگین‌تر از گناه باشد، در ترازوی زردِ زرین ایزدِ رشن بر سر چینود پل، روان به بهشت خواهد رسید.
سخن پایانی این‌که دستاورد پایانی ارداویراف تنها یک سخن است: «سخن نخستین این است که تشنگان را آب و گرسنگان را نان دهید.» و این مدار جهان است و بزرگ‌ترین اندرز برای جهانیان در همه‌ی روزگاران و سده‌های و سراسر گیتی و این است درونمایه معنای رادی و داد و دهش.
یاری‌نامه:
۱-    مزداپور، فرنگیس، چند سخن، انتشارات فروهر، چاپ نخست، ۱۳۹۱ رویه۲۹۷تا۳۰۰
۲-    مینوی خرد، برگردان از احمد تفضلی، نشر توس، چاپ چهارم۱۳۸۵، رویه ۲۸