ظاهر شد بر او این زمان شیطان و تجربه نمود او را کلمات بسیاری.
لیکن یسوع راند او را با نیروی کلمات خدای
پس چون شیطان رفت، فرشتگان آمدند
اما یسوع پس برگشت به نواحی اورشلیم
آن گاه خواهش نمودند از او که بماند با ایشان؛ زیرا کلمات او مثل کلمات کاتبان نبود، بلکه اثرکننده بود؛ زیرا آنها تأثیر کرد در دل.
چون خورشید طالع شد، فرود آمد از کوه و دوازده نفر انتخاب فرمود که ایشان را رسولان نامیدند
چون عید مظال نزدیک شد، توانگری یسوع و شاگردانش و مادرش را دعوت نمود به عروسی
در بین این که در طعام بودند نوشیدنی تمام شد.
پس مادر یسوع با او حرف زد و گفت: ایشان سیرابی ندارند.
پس یسوع جواب داد: «مرا چه کار است در این ای مادر
پس مادرش به خادمان سفارش کرد که اطاعت نمایند یسوع را در هر چه او امر میفرماید ایشان را به آن
پس یسوع فرمود: «این قدحها را پر از آب کنید.
خدمتکاران چنان کردند.
پس خدمتکاران پیش کردند به مدیر مجلس که سرزنش نمود به پیروان و گفت:
ای خدمتکاران خسیس، چرا شراب نیکو را نگه داشتهاید تا حال؟ زیرا معرفت نداشت چیزی را از آن چه یسوع کرده بود.
پس جواب دادند خدمتکاران: یافت میشود این جا مردی که قدوس خداست؛ زیرا او از آب، شراب به عمل آورده.
اما آنان که نشسته بودند پهلوی یسوع، پس چون حقیقت را دیده بودند، از سر سفره جستند و او را در میان گرفتند و میگفتند: حقا که تو قدوس خدا
راستگوی فرستاده شده بسوی ما از خدای هستی.
جمع نمود یک روزی یسوع شاگردان خود را و رفت بر فراز کوه.
چون آن جا نشست، شاگردان نزدیک او شدند. دهان خود بگشود و تعلیم داد ایشان را و گفت:
بزرگ است نعمتهایی که انعام فرمودهاست آنها را خدای بر ما، پس از آن جا ثابت شد بر ما؛ این که عبادت نماییم او را به اخلاص دل.
هرگز هیچ مردی نمیتواند که خدمت نماید دو آقا را که یکی از آنها، دشمن باشد آن دیگر را؛ زیرا هر گاه دوست داشت تو را یکی از آنها، دشمن خواهد داشت تو را آن دیگر
نخواهید یافت راحتی در عالم؛ بلکه در عوض خواهید یافت مشقت و زیان
حال که چنین است، پس عبادت نمایید خدای را و حقیر بشمارید جهان را
گوش دهید کلام مرا؛ زیرا من سخن میگویم با شما به راستی
خوشا به حال بینوایانی که روی میگردانند به حق از لذتهای جهان؛ زیرا ایشان زود است که متنعّم شوند به لذایذ ملکوت خدای.
خوشا به حال آنان که میخورند از مائدهٔ خدای؛ زیرا فرشتگان زود است به خدمتشان قیام نمایند
شما مسافرانید مانند سیّاحان
آیا سیّاح میگیرد از برای خود، در راه قصرها و مزرعهها و غیر آنها از اموال دنیا را؟
آیا سیّاح میگیرد از برای خود، در راه قصرها و مزرعهها و غیر آنها از اموال دنیا را؟
پس نه چنان است، نه چنان است؛ لیکن سیاح بر میدارد چیزهای سبک با فایده و منفعت را در راه
پس این باید مثل باشد برای شما.
هر گاه دوست دارید مثل دیگری را، به درستی به جهت شما بیان کنم تا بکنید هر چه را میگویم