فکر منافع زمینی یا اصطلاحن فکر جهت دار قطب زمینی منافعی راهبردی در امورات دیکته ای و امورات نموداری بدخواهی فکریست که در گروی بدی رشد میکند از سمت اموراتی که در زمین به سمت منافع خدمت به امورات تاریکیست.یعنی برای فلانی چه اتفاق بدی میتواند بیفتد که به امور منافع زمینی کمک کند یا انتظار اتفاق یا بد آمد برای شخصی در گروی پیشبرد اهداف منافع زمینی.اما فکر خدایی خیر اندیش هست خوبی و خیرخواهانه بدنبال اینست که نجات بخشی از نور روشنایی خدا را برای دیگری نمودار کند دیگری را اذیت نکند زخم زبان نزند خساست روحی نداشته باشد.جای خدا تصمیم نگیرد که چه کسی چگونه و چراست.خداوند ناظر و بینا بر تمامی امور از منظر بینایی فرای فکر بشریت در سطح بیکران آنست.اگر چشم ما اگر گوش ما اگر فکر ما بسته شد به همه امور منافع درون مادی صرف و خودم را بکشم بالا به قیمت کشیدن پایین دیگران حس بسته میشود فکر بسته چشم بسته روح خسته حرف زدن زخم زبان میشود و جلوه بدی در آدمی رشد میکند.برای انسان شدن باید سطح کمال روح و فیض یافتن آن از سخاوت خدا.و برکت خدا را خواستار شدن مرحم درد خداست.زیرا آنکه در سختی هست در آزمایش هست اما آزمایش الهی فرق دارد با شر بنی بشرانی که شر هستند.شریت یعنی خدا را مد نظر نگرفتن.و خداوند طبق صبرش عدالتش مهربانیش سخاوتش.سخت تنبیه هم میکند.اما این تنبیه به صلاح خود شخص هست.زیرا آنقدر خشم خدا را در بیاورد که خدا یک درس حسابی به او بدهد.به او یعنی به آن دسته چه زیاد چه کم در شریت تاریکی.در صبر خدا.پس نگران بدی ها نباشید زیرا خداوند عادلترین صبور ترین به معنای صبر زیاد و بسیار زمانبندی شده و درست عمل میکند.زمانی دست شما را میگیرد که همه دست شما را ول کنند.او شما را ول نمیکند اگر درست بشوید.زیرا اگر ظرفیت درونی من تاریک باشد و طلبکار چیزی درون ما نیست که بخواهیم به نمودار رشته و خواستن بر بیاوریم اما درون کوله اگر در روح روشنایی و ذخیره از معنویت باشد همواره خداوند از ذخیره معنوی شما به شما گشایش را نشان خواهد داد.
فکر درگیر امورات زمینی و فکر جهت دار منافع زمینی بینش زمینی وار پیدا میکند.فکر معنوی فکر خدایی همه چیز را سمت و هدایتش را خدا میداند.فکر روشن سمت روشنایی هست.فکری روشن هست که جهت سمتی باشد که به آن سمت خدا میگویند.آن موقع رفتارش سمت خدایی میگیرد کردارش.بینشش.حرف زدنش.خیر اندیشیدنش.همه سمت خوبی حرکت میکند.فکر کوچک بسته و فکر منافعی فکر دیکته ای به آن گفته میشود سمت دار زمینی.فکر منافعی فکر پیشبرد اهداف زمینی در گروی حرکتی زمینی هست و فکر سمت خدایی سمت حرکتی که خدا آن را برای او نمودار میکند.در آن حس هست.حسی از رشته الهی.که به آن سمت خوبی و سمت وسعت دریای بیکران ملکوتی از الهی شدن یا نمود پیدا کردن در رشد خوبیست.فکر را از زبان رفتار و درون و بازخورد بیرونی درونی میتوان نمودارش را برای خداوند فقط ترسیم کرد که ناظر بر ترسیمی جلوتر از شما هست.اگر یک قدم رفتید خداوند صدها برابر آن قدم را برای شما هموار کرده اما استقامت آن صبر و تحمل رنج این راه یعنی سر مقصود روشنایی هست.فکر منافعی در مادیت در معنویت در برخورد در سوال در حرف زدن در همه چی تاریکی دارد.اما فکر سمت روشنایی همیشه آن سخاوت خدا را درونش به مقدار کمال گرفتنش روشن نگه میدارد.فکر بسته از کوچکترین خیر اندیشی و آرامش دادن و معنویت بخشیدن به دیگری کوتاهی میکند چون بذر خساست در آن رشد کرده بذر سخاوت روشنایی و بذر خساست تاریکیست در همه امور در دو قطب مثبت و منفی.مثبت سمت روشنایی و منفی سمت تاریکی.
فکر منفی همه چیز را منفی مینگرد خوبی دیگران .مهربانی دیگران.حرف خوب دیگران.کار خوب دیگران.خدمات دیگران.خیرسانی دیگران.فکر منفی تاریکیست.بدبینی مد نظر تاریکی درون رشد میکند.بذر نیکو روشنایی هست.بذر روشنایی روشنایی بخشی میکند.و بذر تاریک تاریکی را نمودار میکند.شما یک اصل محوله درونی دارید که برونتان رشد میکند و آن مد نظر گرفتن خداوند در همه امورات هست.خداوند بسیار سخاوتمند هست.اگر بازخورد ظرفیت های تاریک نمودار برایتان شود که بندگان خدا چگونه اند شما سمت روشنایی بخش آن دسته انسانها را ندیدید.زیرا اگر در سختی هستید.این گشایش را از خدا باید بخواهید .که اصطلاحن دست خدا نامیده میشود یاری خدا یعنی من تبلور روشنایی بخشی را درونم تقویت میکنم و از خداوند هست که پاسخ آن را از بازخورد رفتار و کردارتان به شما بدهد از بنده بازخورد خواستن یعنی رشته کار را به بنده گره زدن رشته محکم خداست که باز کننده همه گره های کور زندگیتان هست در بازخورد رفتار و عملکرد شما زیرا ناظر بر تمامی زندگانی رفتار بینش تفکر عملکرد و زندگیتان هست.پس خداوند را خواندن یعنی خداوند مد نظر شما میشود که تمامیه کوه های ایجاد شده را بشکند تا گوهر خلوص شما در کوله بار شما ماحصل برداشت از کاشتن آنچه کردید شود.و خداوند بسیار دقیق و بسیار حساب شده کار شما را درست و پیش میبرد.
روح های بزرگ تفکرات بزرگ هستند.تفکرات بزرگ در گنجایش روح بزرگ هست.تفکرات مثبت تفکراتی هستند که روح را از خساست در میاورد.تفکرات منفی روح را کوچک میکند.اگر در یک پارچ آب دو برابر آن آب بریزید سرریز میشود. روحی که گنجایش آن زیاد بشود انعکاسش تجلی بزرگی از معنویت میشود.خداوند بسیار بخششگر و عادل هست.بسیار مهربانست.این ظرفیت گنجایشی در هر انسانی میزانی دارد.وقتی شما خیر اندیش باشید دهان شما زبان شما فکر شما همه روح شما در نمودار مهربانی رشد میکند.چون گنجایش شما از ظرفیت بزرگیست که آن را پرورش دادید.دیگر بازخورد برخورد را نگاه نمیکنید که چگونه برخورد شد شما ظرفیت وجودیتان را نمودار میکنید.بازخورد آن ظرفیت طرف مقابلست.اگر کسی لگد زد به شما و شما برگشتی لگد زدی میشوی مثل او.اما اگر فحش شنیدی و فحش ندادی و دعای خیر هم کردی این یعنی در کمال گرفتن پیشرفت کردید.زیرا نیش زبان زدن و روح دیگری را آسیب رساندن ظرفیت کوچک درونست.اما زبانی که به درون و برون مهربانست تبلور الماس گونه هست شما مد نظرتان خداست زیرا او ناظر بر تمامی اعمال و رفتار شماست.