وائِرا-فصل هفتم

عکاس-حسام الدین شفیعیان سخنرانی-سید حسن آقامیری


1.      خداوند به مُشه (موسی) گفت: توجه داشته باش تو را در مقابل پَرعُوه (فرعون) بزرگ قرار دادم و اَهَرُون (هارون) برادرت سخنگوی تو خواهد بود.

2.      تو تمام آنچه را فرمانت میدهم (به اَهَرُون (هارون)) بگو و اَهَرُون برادرت به پَرعُوه (فرعون) سخن بگوید تا (پَرعُوه (فرعون)) فرزند ایسرائل (اسرائیل) را از سرزمینش روانه نماید.

3.      و من قلب پَرعُوه (فرعون) را سخت و آیات و معجزاتم را در سرزمین مصر زیاد خواهم کرد.

4.      پَرعُوه (فرعون) به شما گوش نخواهد داد و قدرتم را در مصر ظاهر خواهم ساخت. سپاه توحیدیام –قومم فرزندان ییسرائل (اسرائیل) را از سرزمین مصر با دادن کیفرهای سخت (به مصریان) بیرون خواهم آورد.

5.      موقعی که دستم را بر مصر دراز نمایم تا فرزندان ییسرائل (اسرائیل) را از میان آنان بیرون برم مصریان درک خواهند کرد که من خداوند هستم.

6.      مُشه (موسی) و اَهَرُون (هارون) اقدام کردند. همان‏گونه که خداوند به آن‏ها فرمان داده بود عمل نمودند.

7.      مُشه (موسی) هنگام سخن گفتن با پَرعُوه (فرعون) هشتاد ساله و اَهَرُون (هارون) هشتاد و سه ساله بود.

8.      خداوند به مُشه (موسی) و به اَهَرُون (هارون) چنین سخن گفت:

9.      هرگاه پَرعُوه (فرعون) با شما چنین گوید: معجزهای از خود نشان دهید. به اَهَرُون (هارون) بگو عصایت را بردار و جلو پَرعُوه بینداز. ماری خواهد گردید.

10.  مُشه (موسی) و اَهَرُون (هارون) نزد پَرعُوه (فرعون) رفته و همان‏گونه که خداوند فرمان داده بود عمل کردند. اَهَرُون عصایش را جلو پَرعُوه و جلو خادمانش انداخت، مار گردید.

11.  پَرعُوه (فرعون) هم دانشمندان و جادوگران را صدا زد. آن‏ها یعنی ساحران مصر هم بهوسیله افسونهای خود همان کار را کردند.

12.  هرکدام عصای خود را انداخت و مارگردید. عصای اَهَرُون (هارون) عصاهای آن‏ها را بلعید.

13.  قلب پَرعُوه (فرعون) سخت شد و همان‏گونه که خداوند گفته بود به آن‏ها گوش نداد.

14.  خداوند به مُشه (موسی) گفت: قلب پَرعُوه (فرعون) سخت است، از فرستادن آن قوم ابا کرد.

15.  بامدادان نزد پَرعُوه (فرعون) برو و اینک او بهسوی آب بیرون میرود. به استقبال وی در کنار رود نیل بایست و آن عصایی را که به مار مبدل گشت در دستت بگیرد.

16.  به وی بگو خداوند خالق عبریها مرا نزد تو فرستاده است که بگوید «قومم را روانه نما تا در بیابان مرا پرستش کنند» و اینک تا به حال گوش ندادی.

17.  خداوند چنین گفته است: بدینوسیله درک خواهی کرد که من خداوند هستم. اینک من با عصایی که در دستم است به آبهایی که در رود نیل است میزنم و به خون مبدل خواهد شد.

18.  ماهیهایی که در رود نیل هستند خواهند مرد و رود نیل متعفن خواهد شد و مصریها برای نوشیدن آب از نیل عاجز خواهند شد.

19.  خداوند به مُشه (موسی) گفت: به اَهَرُون (هارون) بگو عصایت را بردار و دستت را بر آبهای مصر بر نهرهایشان بر رودهایشان و بر دریاچههایشان و بر تمام جمعگاههای آبهایشان دراز کن تا خون گردد. در تمام سرزمین مصر و در ظرفهای چوبی و سنگی خون خواهد بود.

20.  مُشه (موسی) و اَهَرُون (هارون) چنان‏که خداوند فرمان داد عمل کردند (اَهَرُون دست خود را و)آن عصا را بلند کرد و در حضور پَرعُوه (فرعون) و غلامانش به آبهایی که در رود نیل بود زد. تمام آبهایی که در رود نیل بود به خون مبدل گشت.

21.  و ماهیهایی که در رود نیل بودند مردند و رودخانه نیل متعفن شد و مصریها نتوانستند از رود نیل آب بنوشند و در تمام سرزمین مصر خون بود.

22.  ساحران مصر با افسونهای خود همان کار را کردند. قلب پَرعُوه (فرعون) سخت شد و همان‏گونه که خداوند سخن گفته بود به آن‏ها گوش نداد.

23.  پَرعُوه (فرعون) برگشت به خانهاش آمد و به این هم توجهی نکرد.

24.  تمام مصریان چون‏که نمیتوانستند از آبهای رود نیل بنوشند اطراف رود نیل را حفر کردند.

25.  بعد از آنکه رود نیل را ضربت زد هفت روز سپری شد.

26.  (آنگاه) خداوند به مُشه (موسی) گفت: نزد پَرعُوه (فرعون) برو به او بگو خداوند چنین گفته است: قوم مرا روانه کن تا مرا پرستش کند.

27.  و اگر از روانه داشتن ابا کنی، اینک من تمام حدودت را دچار بلای قورباغه میکنم.

28.  رود نیل به فراوانی قورباغه تولید خواهد کرد که بالا آمده در خانهات و در اتاق خوابت و بر تختخوابت و در خانهی خادمانت و در میان قومت و در تنورت و در تغارهای خمیرت وارد خواهند شد.

29.  و از خودت و قومت و تمام غلامانت قورباغهها بالا خواهند رفت.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد